تاثیر آموزش کنترل پرخاشگری والدین- قسمت 6

گزینش والدین برای پاسخگویی آنها به برنامه، یک گام ضروری است(زارعی، 1379)

2-3-6 انواع برنامه های آموزش والدین  

برنامه های آموزش والدین را از لحاظ اجرا می توان به دو دسته فردی وگروهی تقسیم کرد.

2-3-6-1 برنامه آموزش والدین فردی

در آموزش فردی درمان هم روی والد و هم روی کودک متمرکز است. این روش این مزیت را دارد که فرد مداخله کننده می تواند با والدین گام به گام جلو رود. به دقت مشاهده کند که آنها چگونه با کودک ارتباط برقرار می کنند و بنابراین مداخله را اصلاح یا تغییر نماید. آموزش والدین فردی مخصوصاً هنگامی می تواند مفید باشد که پاسخ های کودک دارای علائم اختلال نافرمانی نسبت به اکثریت کودکان نافرمان متفاوت باشد. در برنامه فردی، فرد مداخله کننده می تواند علاوه بر درمان مهارت های مدیریتی والدین و کاهش رفتارهای منفی کودک، سازگاری بین والدین را نیز افزایش دهد. چندین مطالعه در این روش آموزشی، تغییرات اساسی در رفتار والدین مشاهده و گزارش کرده اند و نیز تغییرات قابل ملاحضه در رفتارهای نافرمانی کودک نسبت به گروه کنترل مشاهده شده است. بهبود 5/0 تا 6/0 انحراف معیار در مشاهده مستقیم و 6/0 تا 9/0 در گزارش والدین بوده است.  تغییرات تا 2/0 انحراف معیار کم، 5/0 متوسط و 8/0 تغییرات برجسته است. اثرات آموزش والدین انفرادی تا یک سال بعد از درمان مشاهده شده است(هارتمن، استیج و استراتون، 2006).

2-3-6-2 برنامه آموزش والدین گروهی

در دو دهه اخیر پیشرفت اساسی در برنامه های گروهی وجود داشته و پژوهش های بسیاری از این روش استفاده کرده اند. در این روش مشاهده رفتار والد با کودک امکان پذیر نیست و درمانگر باید توضیحات والدین از آنچه انجام می دهند و آنچه انجام نمی دهند اعتماد کند. برخلاف این اعتقاد که برنامه های آموزش والدین به شیوه انفرادی تاثیر بیشتری بر میزان علائم اختلالات رفتاری دارد، مقایسه های یک به یک نشان داده اند که هر دو به صورت یکسان موثر هستند. تنظیم آموزش والدین به شیوه گروهی یک وضعیت کلینیکی است که ممکن است در شرایطی که زمان و هزینه لازم برای آموزش والدین فردی وجود نداشته باشد استفاده شود. فرمت آموزش والدین به شیوه گروهی مانند فرمت آموزش والدین به شیوه فردی تنظیم شده است. با این وجود، کودک به طور خاص در جلسه حاضر نمی شود و والدین فرصت تمرین مهارت با کودک را در جلسه ندارند. در عوض، والدین در بازی نقش با سایر والدین وارد می شوند و سپس مهارت ها را در خانه با کودکان تمرین می کنند. به علت اینکه کودکان در آموزش والدین گروهی حاضر نیستند، از مدلهای ویدئویی استفاده می شود به طوری که والدین بتوانند کاربرد مهارت ها را با کودکان ببینند. احتمالاً شناخته شده ترین و تحقیق شده ترین برنامه گروهی آموزش به والدین، برنامه وبستر- استراتون هست که براساس برنامه های ویدئویی تنظیم شده است. مطالعات نشان داده اند که این برنامه موثر و مورد علاقه والدین است. در این برنامه والدین یاد می گیرند به رفتارهای مثبت کودکشان توجه کنند،سپس آنها یاد می گیرند دستورات مؤثر و زمان محرومیت را برای رفتارهای نامناسب استفاده کنند. مهارت ها در تمام طول جلسه با استفاده از تکنیک های ویدئویی مطرح می شود و والدین مهارت ها را با یکدیگر تمرین می کنند. در این روش مهارت هایی که به طور مناسب و نامناسب استفاده شده طرح می شود و به والدین پیشنهاد می شود در مورد استفاده مناسب از مهارت ها بحث کنند. استفاده از این مدل ها به نظر می رسد یک ترکیب کلیدی در برنامه باشد. وبستر- استراتون تأثیرات زیادی را در مورد استفاده از ویدئو در مقایسه با برنامه هایی که ویدئو استفاده نکرده اند را ثبت نکرده اند (وبستر- استراتون وهانوکوک 1998 به نقل از گیمپل وهالند 2003).

علاوه بر برنامه آموزش والدین اشاره شده، وبستر- استراتون یک برنامه اضافی را به طور خاص گسترش داده اند تا نیازهای والدین را تعیین کنند. جلسات بر مباحثی مانند روابط، مدیریت خشم و حل استئار است. علاوه براین، والدین یاد می گیرند چگونه به کودکشان در یادگیری مهارت های حل مسأله کمک کنند. این جلسات اضافی منافعی را در سه حوزه ذکر شده نسبت به اجرای برنامه آموزش والدین به تنهایی نشان داده اند، لیکن در بهبود رفتار کودکان تفاوتی نشان نداده اند(دانپورت و ساندرکوک[68]، 2007). آموزش والدین به شیوه گروهی به نظر می رسد به اندازه آموزش والدین به شیوه فردی مفید باشد. با این حال معایبی نیز برای آموزش والدین گروهی مطرح شده است. گرچه والدین در گروه ممکن است از تقسیم اطلاعات و تجربه با سایر والدین سود ببرند. این فرصت و تقسیم اطلاعات ممکن است برای بعضی والدین ناراحت کننده باشد. علاوه بر این در جاهایی که یادگیری مهارت ها سخت است ممکن است نیاز باشد که به والدین به صورت فردی آموزش داده شود(گیمپل وهالند، 1383، ترجمه احمد جلالی). آموزش والدین فردی به مداخله کننده این امکان را می دهد که برنامه را متناسب با نیازهای خانواده و آنچه برای آنها مناسب است تنظیم کند. یک تحلیل متااندازه تأثیر را در رفتار کودک نسبت به گروه کنترل در مقیاس طبقه بندی شده توسط والدین 4/0 تا 1 را نشان می دهد. مشاهدات مستقیم انداز تأثیر 4/0 تا 6/0 را نشان می داده اند(کاستین و لیچت، 2004)

2-3-7 ویژگیهای برنامه آموزش والدین

گرچه روشهای مختلفی برای آموزش والدین مطرح شده است اما می توان ویژگی های مشترکی برای آنها برشمرد.

  1. آموزش اساساً با والد یا والدینی آغاز می شود که به طور مستقیم روش های جدید آموزش را در خانه اجرا کنند.
  2. مداخله کننده مداخله مستقیم بسیار کمی با کودک دارد.
  3. به والدین آموزش داده می شود تا به جای تمرکز بر رفتارهای نامطلوب بر رفتارهای اجتماعی و مطلوب کودک تمرکز کنند.
  4. جلسات آموزش شامل اصول و روش هایی است که از آن پیروی می کنند. این روشها شامل تعریف و شناسایی رفتار کودک، به کارگیری اشکالی از تقویت مثبت، اشکالی از خاموشی و تنبیه ملایم مانند نادیده گرفتن رفتارهای نامطلوب، بهای پاسخ و زمان محرومیت است. دادن دستورات با ثبات و واضح و استراتژی های حل مسأله نیز آموزش داده می شود.

5 . استفاده وسیع از آموزش توضیحی، بازی نقش، تمرین و دریافت بازخورد و تکالیف مشخص(کازدین، 1997 به نقل از کانر، 2002).

  • عوامل موثر بر برنامه آموزش والدین

مانند هر برنامه آموزشی دیگر، مواردی نیز بر اثر بخشی بهتر آموزش والدین تاثیر می گذارند. ویژگی های متعدد آموزش و خانواده هایی که در برنامه آموزشی شرکت می کنند بر پیامد برنامه های آموزشی تأثیر دارد. آموزشی که از لحاظ زمانی مختصر و محدود باشد احتمالاً در جمعیت های بالینی تأثیر کمی دارد. اثرات قابل ملاحضه و مداوم در برنامه های آموزشی طولانی مدت بدون محدودیت تا 5 الی 6 ساعت  برای هر جلسه قابل مشاهده است(کازرین 1985). آموزش مؤلفه های ویژه مانند ارائه اطلاعات وسیع به والدین درباره اصول یادگیری اجتماعی و استفاده از زمان محرومیت اثربخشی برنامه آموزشی را افزایش می دهد (مک ماهون، فورهند 1981) به نظر می رسد آموزش مهارت درمانگر با میزان تغییرات درمانی و دوام آن مرتبط باشد هرچند که در این زمینه هنوز پژوهش کاملی صورت نگرفته است(کراتوچویل وموریس، 1378 ترجمه نایئنیان). علاوه بر موارد ذکر شده می توان عواملی دیگر مانند سن کودک، وضعیت فرهنگی اقتصادی والدین، انگیزه والدین، ویژگیهای والدین را در آموزش والدین موثر دانست(واتسون، 2003).

_ سن کودک: آموزش والدین برای والدین کودکان سنین مختلف به کار برده شده و اثربخش بوده است. لیکن اثرات آموزش برای کودکان سنین پیش دبستانی و اوایل دبستان که هنوز شخصیت شان به طور کامل شکل نگرفته است بیشتر است.

_ عواملی مانند وضعیت اقتصادی، اجتماعی، روان شناختی والدین: داماس و واهلر(1983) مطرح کرده اند که سطح اقتصادی اجتماعی والدین در شکل گیری اختلالات رفتاری از جمله اختلال نافرمانی مقابله ای مؤثر است. هر چه سطح اقتصادی اجتماعی پایین تر باشد، احتمال ابتلا به اختلال نافرمانی در کودکان افزایش می یابد و علاوه بر این والدین به علت مشکلات مالی و فرهنگی که دارند کمتر می توانند در برنامه های آموزش والدین شرکت کنند و یا مهارت های کسب شده را به خوبی به کار برند(کان، 2004)

_ ناسازگاری والدین و میزان حمایت هایی که والدین دریافت می کنند، نیز بر اثر بخشی درمان مؤثر است(کازدین 1997) بنابراین بررسی عواملی که بخش عمده این سنجش جامع را تشکیل می دهد مسأله مهمی است. فراهم آوردن امکانات اضافه دیگری که خانواده را در توصیف و تامین نیازهای خود بهتر یاری کند ممکن است برای بعضی خانواده ها مفید باشد. کودکان نیز ممکن است به خدمات بیشتری مانند برنامه هایی که به رفتار درون مدرسه و ارتباط با همسالان می پردازد یا به دارو درمانی نیاز داشته باشند. خدمات جامعی که مشکلات والدین و کودک را هم هدف قرار می دهد نیز ممکن است به صورت کامل تر و بهتری مشکلات خانواده را مورد توجه قرار داده و بدین ترتیب به کارایی برنامه های آموزش والدین بیفزاید(وبستر- استراتون، 1994 به نقل از زارعی، 1379).

_ وجود انگیزه در والدین نیز در نتایج حاصل از برنامه های آموزشی نقش مهمی دارد. انگیزه را باید پیش از آغاز آموزش مورد سنجش و ارزیابی قرار داد. بعضی والدین نسبت به برنامه های آموزشی به دلیل اینکه تأکید این برنامه ها بیشتر بر بهبود مهارت های مدیریتی والدین است، از خود واکنش منفی نشان می دهند. وقتی والدین در جستجوی کمک برمی آیند اغلب انتظار دارند متخصص منحصراً به کودک بپردازد. از این رو مایل نیستند به گونه ای گسترده خود را در فرایند درمان درگیر کنند. بعضی از والدین ممکن است برنامه آموزشی را بی حرمتی نسبت به مهارت های فرزند پروری خود بدانند. سایر خانواده ها ممکن است از انرژی و وقت لازم برای شرکت در برنامه های آموزش والدین برخوردار نباشند(گایلی[69]، 2003). اغلب اوقات آشنا کردن والدین با منطق استفاده از این نوع آموزش می تواند بعضی از این مشکلات را حل کند واز ایجاد هرگونه ابهامی درباره اینگونه خدمات جلوگیری نماید. وقتی در مورد ضرورت ایجاد برنامه های آموزش والدین با والدین صحبت می شود، توضیح این نکته که رفتار والدین می تواند رفتارهای کودک را تحت تاثیر قرار دهد و والدین با تغییر رفتارهای خود می توانند رفتار کودکشان را اصلاح کنند اغلب مفید واقع می شود. الگوهای رفتاری کودکانی که مشکلات رفتاری دارند معمولاً با سایر کودکان متفاوت است و لازم است والدین برای کمک به کاهش رفتارهای منفی کودکان خود و افزایش رفتارهای مثبت آنان با روش های مختلف تعامل با آنها آشنا شوند(بوگل[70]، 2007). در زمینه مطالعات پیگیری اطلاعات دقیق در دسترس نیست.

  • نحوه اجرای برنامه آموزش والدین

نخستین برنامه آموزش والدین توسط هانف(1969) و پترسون (1976) شکل گرفته است و سایر  برنامه های آموزش والدین بر مبنای تغییراتی در همین برنامه ها گسترش یافته است. در زیر تعدادی از روشهای آموزش والدین ذکر می شود(کانر[71]، 2002).

2-3-9-1 برنامه کمک به کودک نافرمان ((Helping the Noncompliant child program))

که برای والدین کودکان 3 تا 8 سال تدوین شده است.

یک محیط آموزشی کنترل شده را فراهم می کند تا به والدین نشان دهد چگونه تعاملات ناسازگارانه خود را با کودک تغییر دهند(فورهند و مک ماهون 1981). فورهند و مک ماهون در جلسات آموزش والدین به 4 نکته اشاره می کنند. 1- آموزش به والدین در این زمینه که به جای اینکه بازی کودک را هدایت کنند و یا به او دستوراتی در بازی بدهند اجازه دهند خود کودک بازی را هدایت کند و والدین فقط ناظر بازی کودک باشند. 2- والدین باید یاد بگیرند که رفتارهای مثبت کودک را در موقعیت های اجتماعی تقویت کنند. 3- والدین باید بیاموزند چگونه قوانین ساده، واضح و با ثبات برای کودک وضع کنند. 4- باید استفاده از زمان محرومیت برای رفتارهای ناشایست کودک را فرا بگیرند(کاستین و لیچت، 2004).

جلسات به طور انفرادی و شرایط کلینیکی اجرا شده است. برنامه درمان از دو مرحله تشکیل شده است. در مرحله اول والدین یاد می گیرند که به رفتارهای مثبت و مناسب کودک توجه کنند و به رفتارهای منفی کودک هنگامی که دستورات و تقاضاهای والدین را رد می کند واکنش نشان ندهند . مرحله دوم والدین می آموزد که به کودک چگونه فرمان دهند تا کودک دستور را اجرا کند و نیز استفاده از روش های تنبیهی ملایم مانند زمان محرومیت را می آموزند. سپس والدین، آموخته های خود را در خارج از کلینیک به کار می برند. ارزیابی پیگیری تعمیم نتایج را از 1 تا 4 سال بعد از جلسات آموزشی نشان داده است. سرانجام بهبود شایستگی کودک همراه با کاهش علائم بد رفتاری مانند کج خلقی، نافرمانی، پرخاشگری مشاهده شد (کانر، 2002)

2-3-9-2 برنامه آموزش والدین برای کودکان 3 تا 8 ساله که به آن ((BASIC)) گفته می شود که توسط فورهند و مک هامون (1981) گسترش یافته است.

برنامه BASIC به آموزش مهارت های اصلی به والدین اشاره دارد. برنامه BASIC از فرمت گروهی طراحی ویدئویی استفاده می کند. این برنامه از یک بسته استاندارد شامل 10 فیلم ویدئویی و حدود 250 اسلاید ویدئویی که هر کدام حدود 2 دقیقه طول می کشد تشکیل شده است که در آنها مهارت های والدین به نمایش گذاشته شده و توسط مداخله کننده به والدین نمایش داده می شود. که در آنها نمونه ایی از تعامل والدین در مورد تعامل والد- کودک بحث میکند. والدین سپس تکلیف هایی را دریافت می کنند تا مطالب آموخته شده در کلینیک را در خارج ازکلینیک اجرا کنند. برنامه BASIC، اخیراً شامل مهارت های پیشرفته تر والدین و برنامه های ویدئویی با تمرکز بر مهارت های اجتماعی کودکان توسعه یافته است. ایبرگ 1998، وبستر- استراتون و کولباکوف 1998، اثر بخشی کوتاه مدت و طولانی مدت برنامه BASIC را حمایت کرده اند. تغییرات مثبت در رفتار کودکان و مادران و افزایش تعاملات مناسب بین والدین و کودکان در پس آزمون در مقایسه با گروه کنترل شده آشکار شده است(کانر، 2002).

2-3-9-3 برنامه مرکز آموزش اجتماعی اورگان (( The Organ Social Learning Center OSLC))

که برای کودکان 3 تا 12 ساله توسط پترسون و همکارانش تدوین شده است. برنامه مزبور نخست براین مطلب تاکید دارد که والدین زمینه کافی برای آموزش مهارت های بیشتر را کسب کنند. والدین یاد می گیرند رفتارهای نامناسب کودک خود را مشاهده و تعریف کنند. سپس به آنه اصول یادگیری اجتماعی و استفاده از تقویت مثبت و تنبیه ملایم آموزش داده می شود. والدین اول یاد می گیرند که چگونه رفتار خود را در خانه نسبت به رفتارهای بد کودک کنترل کنند و سپس مهارت حل مسأله و استراتژی های مذاکره با کودک به والدین آموزش داده می شود. برنامه OSLC هم در شرایط کلینیکی و هم خارج از کلینیک ارزیابی شده است. مادران سازگار بیشتر کودکشان را گزارش کرده اند و تعمیم اثرات آموزش به سایر رفتارهای منفی کودک 2 سال بعد از جلسات آموزشی مشاهده شده است. برنامه OSLC اثرات مشابهی برای کودکان جوانتر (5/12 – 5/6) و (5/6 – 5/2ساله) داشته است. گرچه نتایج آموزش برای کودکان با سن کمتر بهتر بوده است (کانر، 2002).

2-3-9-4 برنامه آموزش والدین بارکلی برای کودکان 12-2 ساله دارای علائم اختلال نافرمانی مقلبه ای در سال 1987:

این برنامه از فرمت اصلی برنامه های هانف(1969) و مک ماهون و فورهند(1981) استفاده کرده است. این برنامه شامل دو قسمت است که در آن روشهای مؤثرتری جهت رفتار با کودک به والدین آموزش داده می شود. در قسمت اول والدین یک روش مؤثر برای توجه مثبت به رفتارهای مناسب کودک را می آموزند و در قسمت دوم استفاده از روشهای تنبیهی را والدین یاد می گیرند. تحقیقات اثر بخشی این برنامه را کاهش علائم نافرمانی نشان داده است و علاوه بر آن باعث افزایش مهارت والدین در توجه انتخابی به رفتارهای کودک، بیان دستورات صحیح و واضح و به کارگیری تمرینات انضباتی مؤثر شدهدا ست . تعمیم اثرات آموزش از شرایط کیلینیکی به خارج از کلینیک نیز گزارش شده است(کانر، 2002).

2-3-9-5 برنامه آموزش والدین بارکلی برای والدین کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای در سال 1997.

این برنامه برای والدین کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای تدوین شده است و یک برنامه اصلاح شده از برنامه قبلی است. بارکلی پروفسور دانشگاه ماسوچوست است که روش درمانی آموزش والدین را هم برای کودکان دارای علائم اختلال نقص توجه- بیش فعالی و هم کودکان دارای علائم اختلال نافرمانی مقابله ای به کار برده است و به نتایج قابل قبولی در بهبود رفتار کودکان و تعاملات بین والدین و کودک منجر شده است.

برنامه بارکلی بر 5 اصل استوار است:

1.ارائه تقویت بلافاصله بعد از اینکه کودک کار مثبتی انجام می دهد. بارکلی معتقد است بسیاری والدین رفتار خوب کودک را بالافاصله تقویت نمی کنند، در حالی که باید سریعاً بعد از انجام کار مثبت، کودک توجه و تقویت مثبت را دریافت کند.

  1. والدین باید مشخص کنند که کدام رفتار کودک تقویت می شود.
  2. ارائه نتیجه یا اثر قاطع محکم، والدین باید به گونه ای عمل کنند که کودک بتواند رفتار آنها را پیش گویی کند.
  3. ایجاد انگیزه در کودک برای انجام کارهای مثبت قبل از اینکه از تنبیه استفاده کنند.
  4. پیش بینی و برنامه ریزی جهت استفاده از تنبیه در مواقعی که کودک کار بدی را انجام می دهد( باری، 2001)

2-3-9-5-1 توضیح برنامه

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu