مقاله درمورد دانلود بر عملکرد سازمان، عملکرد سازمان، رابط کاربر

ي مطالعات تحقيقاتي ميزان واقعي استفاده را با ثبت مدت زمان اتصال کاربر، تعداد توابع کامپيوتري استفاده شده، يا تعداد رکوردهاي ايستگاه هاي کاري پردازش شده ( روبي، 1979 )، اندازه گيري مي کنند. از سوي ديگر، مطالعاتي وجود دارد که به جاي استفادة واقعي، استفادة درک شده را اندازه مي گيرند ( مايش، 1979 ). اما برخي براي انتقاد استدلال مي کنند که استفاده از IS ، چه واقعي باشد چه ادراک شده، تنها زماني با موفقيت مرتبط است که استفاده به صورت داوطلبانه باشد زيرا سيستم هاي نااثربخش هم ممکن است به دليل اجبار نيازهاي مديريت، يا دلايل سياسي به شدت مورد استفاده قرار گيرد.
2-2-8 رضايت کاربر
اُليور رضايت را به عنوان پاسخ ارضاء خواسته مشتري تعريف مي کند. اينکه خصيصة يک محصول يا خدمت، يا خود محصول يا خدمات چه سطحي از لذت ( ناشي از ارضاء خواسته ) را، يعني سطوح ارضاء بيشتر يا کمتر از انتظار، ايجاد مي کند، به قضاوت مشتري بستگي دارد. ارضاء خواسته را تنها مي توان با ارجاع به يک استاندارد که مبنايي براي مقايسه باشد، مورد قضاوت قرار داد. به بيان ديگر، يک قضاوت در مورد ارضاء خواسته يا رضايت حداقل شامل دو محرک است- يک نتيجه / کارايي و يک مرجع مقايسه. در ادبيات رفتار مشتري، هاوارد و شِس رضايت را چنين تعريف مي کنند: آگاهي خريدار از اين حالت که در مقابل فداکاري اي که انجام داده به ميزان کافي يا کمتر پاداش دريافت کرده است. براي رضايت کاربران نهايي IS دُل و ترک زاده 1998 و چين و لي 1997 نيز تعريفي به اين صورت دارند:
رضايت کاربر نهايي به عنوان نگرش حسي فرد نسبت به يک برنامة کاربردي خاص که او مستقيماً با آن تعامل دارد و همچنين کاربران نهايي IS ، پرسنل غير- فني اي مي باشند که مستقيماً از سيستم استفاده کرده يا با آن تعامل دارند، که با پرسنل فني فني که IS را طراحي مي کنند متفاوت هستند.
از سال 1980رضايت کاربر به عنوان سنجه جانشين مهمي براي موفقيت IS، توجه زيادي را به خود جلي کرده است: ( آيوس و ديگران، 1983؛ بيلي و پيرسون، 1983؛ بارودي و ديگران، 1986 ).
مدل هاي مختلفي براي اندازه گيري رضايت کاربر توسعه داده شد، از جمله آنها ابزار رضايت اطلاعاتي کاربر توسط ايوس و ديگران 1983 و يک ابزار رضايت نرم افزاري ( محاسباتي ) کاربر نهايي ( دُل و ترک زاده، 1988 ) بود.
از ديدگاه ذهني بودن موفقيت يا اثربخشي IS ، سايرت و مارچ اولين کساني بودند که مفهوم رضايت کاربر ( US ) را به عنوان جانشيني براي موفقيت سيستم پيشنهاد دادند. پس از آن مايرز 1994 پيشنهاد مي کند که موفقيت سيستم زماني مي تواند بدست آيد که يک سيستم اطلاعاتي از سوي ذينفعان و ديگر مشاهده گران، به عنوان موفق درک شود، و بنابراين موفقيت بر حسب رضايت کاربر نهايي ( UIS ) بهتر اندازه گيري مي شود ( هيرش هيم و اسميتسن، 1998 ). رضايت پرکاربردترين سنجه براي اندازه گيري موفقيت IS است. نه تنها به دليل اينکه رضايت، بر اساس ابزارهاي قابل اطمينان درست شده توسط محققان قبلي، اعتبار صوري بالايي دارد، بلکه به اين دليل که اغلب سنجه هاي ديگر يا از لحاظ مفهومي ضعيف هستند يا بررسي اعتبار آنها از طريق تجربي مشکل است ( دلون و مک لين، 1992؛ دُل و ديگران، 1995)
رضايت کاربر، نه فقط به اين دليل که اغلب به جاي اثربخشي سيستم اطلاعاتي مديريت ( MIS ) مورد استفاده قرار ميگيرد، بلکه به خاطر ارتباط آن با ديگر متغيرهاي مهم تجزيه و تحليل و طراحي سيستم، يک سازة مهم محسوب مي شود.
2-2-9 عوامل / ابعاد موثر بر رضايت کاربر
اغلب مطالعات در زمينة عوامل تأثيرگذار بر EUS در انتهاي اين مطلب آمده است. ابزاري که بيش از همه براي EUS استفاده شده توسط بيلي و پيرسون 1983 طراحي شده است، اين دو ليستي از 39 عامل موثر بر EUS در IS شناسايي کردند. اين ابزار توسط ايوس و ديگران ( 1983 )، و بعدها توسط بارودي و ارليکوسکي 1988، مجدداً ارزيابي و اصلاح شد، که در نتيجه به ابزاري کوچکتري ( شامل 13 پرسش ) منجر شد، که در کل مي توان آنرا در سه بعد اصلي تقسيم بندي کرد: کيفيت اطلاعات، کارمندان EDP و خدمات، دانش يا همکاري کاربر. سنجه هاي کيفيت اطلاعات شامل صحت، مرتبط بودن، کامل بودن، رايج بودن، به موقع بودن، فرمت، امنيت، مستندسازي و قابليت اطمينان مي باشد. سنجه هاي کارمندان EDP و خدمات عمدتاً شامل نگرش کارمندان، روابط ، سطح حمايت، آموزش، راحتي دسترسي و ارتباطات مي باشد. نهايتاً سنجه هاي دانش يا همکاري کاربر عمدتاً شامل آموزش کاربر، فهم و مشارکت کاربر.
در واقع، دانش کاربر مستقيماً يا غير مستقيم با متغيرهايي که اغلب در بسياري از مطالعات ذکر مي شود مرتبط مي باشد، و در عين حال بر EUS موثر است. در يک مرور توسط محمود و ديگران 2000 نتايج تجربي 45 مطالعه EUS مورد تحليل قرار گرفت و در زمينة تأثيرات تجربة کاربر، مهارت هاي کاربر و راحتي کاربرد بر روي EUS با درجات مختلف به نتايج تأييد کننده اي رسيد.
تأثير عامل مشارکت کاربر بر EUS در بسياري از ديگر مطالعات مطالعه شده است ( دُل و ترک زاده، 1989؛ بارودي و ارليکوسکي، 1988). از سوي ديگر دُل و ترک زاده، 5 عامل را براي اندازه گيري EUS شناسايي کردند: محتوا، صحت، فرمت، راحتي استفاده و به موقع بودن. اغلب اين عوامل عمدتاً به کيفيت اطلاعات که در بالا گفته شد مرتبط است. ديگر ابعاد از جمله حمايت مديران ارشد، حمايت سازمان و حمايت کاربر نيز به عنوان موثر بر رضايت کاربر از سيستم هاي اطلاعاتي شناخته شده اند ( ريموند، 1987؛ محمود و ديگران، 2000؛ هنري و استون، 1994) ،
بعلاوه، دو تا از ديگر ابعاد به نام کيفيت سيستم و کيفيت رابط گرافيکي، توسط برخي محققان به ليست و صفات IS اضافه شده است ( سو، کيم و لي، 1994 ). اغلب سنجه هاي موجود در اين دو بعد درمورد کارايي فني مهندسي مانند سرعت، امکانات، ثبات و بروز شدن مي باشند. دومين مورد به تعامل بين کاربر و سيستم کامپيوتري بر مي گردد، که شامل ابزارهاي سخت افزاري، نرم افزار و ديگر امکانات ارتباط راه دور مي باشد.
با اينکه ابعاد يا عوامل IS ذکر شده در بالا عناصر نشان دهندة عملکرد هستند که گمان مي رود بر EUCS تأثير بگذارند، غيرعادي نيست که محيط يا کارايي مشخص يک IS سطوح مختلف يا حتي متناقضي از رضايت را نسبت به هر عامل خاصي در کاربران مختلف حاصل کند.
2-2-10 مدل رضايت اطلاعاتي کاربر
رضايت اطلاعاتي کاربر به عنوان مهمترين معيار اندازه گيري موفقيت سيستم اطلاعاتي به طور گسترده اي از سوي محققان مورد قبول است. اينکه سيستم خوب است يا بد، بستگي به حس کاربر در مورد سيستم دارد. اگر کاربران به سيستم و اطلاعات آن اعتماد نداشته باشند، ارزيابي و رفتار آنها نسبت به استفاده از سيستم مي تواند منفي باشد. با اينکه لزوماً موفقيت به کيفيت فني سيستم وابسته نيست ( آيوس وديگران، 1983)، واضح است که اگر سيستم نتواند اطلاعات لازم را فراهم کند کاربر احساس نارضايتي کرده و سيستم را رها مي کند.
رضايت اطلاعاتي کاربر UIS روشي براي اندازه گيري رضايت کاربر از يک سيستم اطلاعاتي است. مدل UIS رضايت کل سازمان را مي سنجد. يک سيستم اطلاعاتي خوب نيازمندي هاي يک کاربر را، برطرف مي کند که همين امر منجربه رضايت مي شود. اگر سيستم خوب نباشد ،آنگاه، کاربران تلاش مي کنند که بدون استفاده از سيستم اطلاعاتي و از راه هاي جايگزين وظايف خود را انجام دهند. نکته قابل توجه آنکه اين مطلب براي زماني که استفاده از سيستم اطلاعاتي غيرداوطلبانه است صادق نيست. زماني استفاده ممکن است غيرداوطلبانه باشد که مثلاً بر اساس قوانين و سياسيت ها اجباري شده باشد، اما رضايت مي تواند کمکي براي موفقيت و کارايي باشد. ( ايگبارا و تان، 1983؛ آيوس و ديگران، 1997).
در بسياري از مطالعات UIS به عنوان سنجه اي براي موفقيت سيستم هاي اطلاعاتي به کار رفته است. مطالعاتي که در دهه هاي 70 و 80 انجام شده اند از روش ها، مقياس ها و سنجه هاي متفاوتي براي اندازه گيري UIS استفاده مي کرده اند. مثلاً تعداد متغيرها از دو تا 39 متغير بود. براي ايجاد يک سيستم اندازه گير عموما براي UIS ، آيوس و ديگران 1983 مطالعه اي را انجام دادند که در آن از مطالعه پيرسون 1997 که شامل 39 متغير بود، به عنوان مبنا استفاده کردند. آيوس و ديگران بر اساس تحليل خودشان برخي از متغيرها را حذف و برخي متغيرهاي جديد را به آن اضافه کردند. آنها مدلي با 13 متغير ارائه دادند. اما اين مدل UIS کوچکتر مورد انتقاد گالتا و لدر 1989 و نيز سدون و ديگران 1999 قرار گرفت آنها دريافتند که مشکلاتي در رابطه با توسعة مدل و نقص برخي متغيرهاي مدل وجود دارد.
2-2-11 مدل رضايت نرم افزاري کاربر نهايي
سيستم اطلاعاتي اي که نيازهاي کاربرش برطرف مي کند رضايت از سيستم را افزايش مي دهد لذا رضايت يک سنجة ادراکي يا ذهني موفقيت سيستم است. به طور مشابه، کاربرد يک سيستم نيز مي تواند در بعضي مواقع نشان دهندة موفقيت باشد. (دلون و مک لين، 2000 ).
آيوس و ديگران 1983 و دل و ترک زاده 1988 به تفاوت بين استفادة داوطلبانه و غيرداوطلبانه از سيستم هاي اطلاعاتي توجه کرده اند. در حالت استفادة داوطلبانه، رضايت مي تواند منجربه استفادة بيشتر شود، اما در استفادة غيرداوطلبانه رضايت مي تواند موفقيت سيستم را نشان دهد و روي تمايل به استفاده تأثير بگذارد. دل و ترک زاده بيان کردند که با سنجش رضايت کاربر اين امکان وجود دارد که ميزان استفاده از سيستم را تخمين بزنيم، اما عکس آن امکان پذير نيست.
دل و ترک زاده تغييرات استفاده از سيستم اطلاعاتي را مشاهده کردند. در گذشته کاربر خود با سيستم کار نمي کرد، سيستم هاي اطلاعاتي متصدياني داشتند که از سيستم استفاده مي کردند، بنابراين کاربر تنها به طور غيرمستقيم از سيستم استفاده مي کرد. به همين دليل کاربران کاربر نهايي ناميده مي شدند. با اين حال کامپيوتر ها و سيستم ها تغيير يافته اند. مدل EUCS که توسط دل و ترک زاده 1998 ارائه شد، به طور گسترده در مطالعات مختلف استفاده و در مقاطع و کاربردهاي مختلف تأييد اعتبار شده است ( ترک زاده و دل، 1991؛ زيااودنگ و ديگران 2008؛ مک هاني و ديگران 2002 ). با اينکه ابزار اصلي نسبتاً قديمي است اما برگذاري سوالات روي فاکتورهاي در ابزار 12 سوالي به ميزان قابل توجهي پايدار بوده است. گلدرمن 1998 دريافت که EUCS يک پيش بيني کنندة خوب براي تأثير يک برنامه کاربردي بر عملکرد سازمان است و بنابراين يک جانشين سودمند براي موفقيت سيستم است.
همچنين ابزار EUCS براي برنامه هاي کاربردي سازمان هاي بزرگ و پرطرفدار امروزي که از ماژول هاي نرم افزاري استاندارد شده با رابط کاربر با قابليت شخصي سازي، استفاده مي کنند تأييد اعتبار شده است( سامرز، نلسون و کاريمي، 2003 ).
مدل EUCS سعي نمي کند که رضايت کل سيستم شامل برنامه هاي کاربردي چندگانه را اندازه گيري کند، بلکه اين مدل بر روي يک برنامة کاربردي يا بخشي از يک سيستم تمرکز دارد.
اگرچه اندازه گيري UIS بطور گسترده اي در بين محققان پذيرفته شده و مورد استفاده قرار گرفته است. اما مورد نقد نيز گرفته چرا که نمي توان به راحتي از آن به عنوان يک متغير توصيفي استفاده کرد. اين نقد توسط دل و ترک زاده بيان شد. آنها موارد راحتي استفاده، رضايت کلي و موفقيت کلي را به مدل خود اضافه کردند به طوريکه مجموعاً شامل 40 متغير بود. علاوه بر اين سوالات آنها از کاربران پرسيدند که در کل چقدر رضايت دارند. دل و ترک زاده در تحقيق خود از يک طيف ليکرت 5 نقطه اي استفاده کردند. پس از اينکه پرسشنامه اوليه اجرل شد، برخي از متغيرهاي بر اساس تحليل هاي آماري و تشابه تعدادي از متغيرها، حذف شدند. دل و ترک زاده بيان

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu