مقاله درمورد دانلود قصد استفاده، انتقال معنا

و از طريق بازخورد حاصل از رضايت كاربر نهايي ميتوان به بهبود كيفيت سيستمهاي اطلاعاتي پرداخت و به همين دليل مديران تشويق مي شوند كه ارزيابيهاي گسترده تري در رابطه با رضايت انجام دهند . ( زيائودنگ و ديگران 2008 )
رضايت بالاتر كاربر باعث ايجاد نگرش مثبتي نسبت به سيستم هاي اطلاعاتي ميشود و استفادهي واقعي از سيستم را توسط آنها افزايش مي دهد و با افزايش استفاده از سيستمهاي اطلاعاتي اهداف سيستم پژوهشگرشده و موفق ميشود. ( آزلين و ديگران 2007 )
تاكنون براي بررسي رضايت كاربر نهايي سيستمهاي اطلاعاتي مدلهاي زيادي بيان شده است كه هر كدام از اين مدلها يك چارچوب از عواملي كه بر رضايت كاربر نهايي تأثير ميگذارند را بيان ميكنند.
با اين مقدمات ما به بررسي ادبيات در زمينة رضايت کاربر از سيستم هاي اطلاعاتي مي پردازيم. در اين مباحث رضايت نرم افزاري کاربر نهايي با رضايت کاربر نهايي از سيستم اطلاعاتي تقريباً مترادف هستند.
2-2-1 رويکردهاي اندازه گيري موفقيت سيستم هاي اطلاعاتي
به دليل اينکه از ديدگاه هاي مختلفي مي توان به موفقيت سيستم هاي اطلاعاتي نگاه کرد، سنجه هاي گوناگوني براي اندازه گيري آن وجود دارد. به طور عمده، مي توان از دو ديدگاه به سيستم هاي اطلاعاتي نگاه کرد، ديدگاه سازماني و ديدگاه فني- اجتماعي ( گاريتي 1998 ). تمرکز اصلي ديدگاه سازماني شامل کيفيت رابط گرافيکي کاربر و اطلاعات ارائه شده توسط سيستم اطلاعاتي جهت کمک به کارمندان در انجام کار مي باشد. يکي از انتقادات اصلي اين رويکرد آنست که عوامل انساني را ناديده مي گيرد. از سوي ديگر ديدگاه فني- اجتماعي، بر روي نيازهاي افراد متمرکز بود و بر اين فرض استوار بود که کارمندان به دنبال پاداش هاي مالي و غيره هستند. علاوه بر اينها دِلون و مک لين ( 1992 ) شش بعد براي موفقيت IS شناسايي کردند، که شامل، کيفيت سيستم، کيفيت اطلاعات، استفاده از سيستم، رضايت کاربر، تأثير فردي و تأثير سازماني مي باشد. اين ابعاد شامل هر دو ديدگاه بعد سازماني و نيز فني- اجتماعي مي باشد. اين موارد در بسياري از رويکردهاي معمول فني براي اندازه گيري اثربخشي نهفته هستند، که تنها در نامگذاري ابعاد اندازه گيري ابعاد کيفيت سيستم، کيفيت اطلاعات و تأثير فردي و سازماني را نيز مدنظر قرار مي دهند.
به سه دليل رضايت کاربر يکي از پرکاربردترين سنجه هاي موفقيت سيستم اطلاعاتي است. اول اينکه استفاده از رضايت به عنوان يک سنجة موفقيت معقول است. دوم اينکه، ابزارهاي معتبري براي اندازه گيري رضايت وجود دارد و سوم، ديگر سنجه هاي موفقيت سيستم اطلاعاتي يا از لحاظ مفهومي ضعيت هستند يا به کارگيري آنها مشکل است. دلون و مک لين ( 1992 ) تمايز آَشکاري بين کيفيت خدمات و کيفيت سيستم به عنوان علت (ريشه) رضايت و استفاده قائل شدند. بر اساس زمينة مورد بررسي، مطالعات گوناگون، رويکردهاي مختلفي را براي تحقيق رضايت کاربر به کار بسته اند.
2-2-2 رويکرد موفقيت سيستم هاي اطلاعاتي کلي
مدل مفهومي دلون و مک لين براي موفقيت سيستم هاي اطلاعاتي پس از آغاز ارائه آن در بيش از 300 مقاله مجله اي ارجاع داده شده است. آنها 100 مقاله منتشر شده در زمينه موفقيت سيستم هاي اطلاعاتي در دهه 1980 را بازبيني کرده و در نهايت 6 بعد بيانگر 3 سطح براي موفقيت سيستم هاي اطلاعاتي را پيشنهاد کرده اند و در سال 1997 سدون مدل موفقيت دلون و مک لين را توسعه داد ( سدون، 1997 ). اين ابعاد شامل :
? کيفيت سيستم
? کيفيت اطلاعات
? استفاده
? رضايت کاربر
? تأثير بر افراد
?و تأثير بر سازمان
در اين قسمت مدل مفهومي دلون و مک لين ( 1992 ) و مدل توسعه داده شده بوسيله سدون ( 1997 ) و در نهايت مدل فرآيندي ارائه شده اخير بيردا و ديگران ( 1999 ) ارائه شده است.
2-2-3 مدل موفقيت سيستم دلون و مک لين
“اطلاعات ” به عنوان خروجي يک سيستم اطلاعاتي يا پيغام در سيستم ارتباطي در سطوح متفاوتي شامل سطح فني، سطح معنايي و سطح اثربخشي اندازه گيري مي شود . شانون و ويور ( 1949 ) سطح فني، را دقت و کارايي سيستم توليد اطلاعات و سطح معنايي، را موفقيت اطلاعات در انتقال معناي مورد نظر و سطح اثربخشي، را اثر اطلاعات بر دريافت کننده اطلاعات تعريف کرده اند.
در شکل زير طبقه بندي موفقيت IS بر اساس کارهاي شانون و ويور و ماسون در کنار يکديگر آورده شده و در نهايت منجربه طبقه يا بعد مجزا از IS شده است که اساس مدل دلون و مک لين شده است.
سطوح و ابعاد موفقيت IS
از بين ابعاد بالا تنها به بعد رضايت پرداخته مي شود که به اين پژوهش مرتبط است:
رضايت کاربر : پاسخ دريافت کننده به استفاده از خروجي يک IS ( سيستم اطلاعاتي ).
هنگاميکه نياز به استفاده از يک IS وجود دارد، سنجه ها و اندازه گيري هاي مطرح شده در قبل کمتر قابل استفاده بوده و تعامل موفقيت آميز مديريت با IS تحت عنوان رضايت کاربر مي تواند اندازه گيري و سنجش شود. برخي از محققان IS نظير ايندور و سگو 1978 و هميلتون و سرواني 1981، رضايت کاربر را به عنوان يک سنجه موفقيت در تحقيقات تجربيشان بر سيستم هاي اطلاعاتي مطرح کرده اند. در عين حال اينکه رضايت “چه کساني” بايد سنجيده شود، خود مسأاله اي کليدي است. در مطالعه پاور و ديکسون 1973 بر موفقيت پروژه هاي MIS از مديران در خصوص اينکه “چه ميزان اطلاعات مورد نياز آنها برآورده مي شود؟” سوال شد. برخي محققان ديگر سنجه هاي رضايت چند مشخصه اي به جاي اتکا بر يک نرخ رضايت را ايجاد کرده اند. پيرسون يک پرسشنامه 39 پرسشي براي اندازه گيري ميزان رضايت کاربر ايجاد نمود. ريموند 1985 يک زيرمجموعه 13 پرسشي از پرسشنامه پيرسون را براي اندازه گيري رضايت مديران از MIS در شرکتهاي توليدي کوچک استفاده نمود. در نهايت مطالعات، رضايت کاربر را مرتبط با ويژگي ها و خصيصه هاي کاربر عنوان نموده اند. به گونه اي که سنجش رضايت کاربر مي تواند با ويژگي هاي کاربر دچار باياس شود. به طور خلاصه سنجه هاي رضايت کاربر از اين قرارند:
? رضايت کاربر
? رضايت معين و خاص
? رضايت جامع
? سنجه يک موردي
? سنجه چند موردي
? رضايت اطلاعاتي: تفاوت ميان نياز اطلاعات و اطلاعات ارائه شده.
? لذت
? رضايت از نرم افزار
? رضايت از تصميم گيري
گام بعدي وارد کردن اين ابعاد 6 گانه مطرح شده در يک مدل جامع موفقيت IS ( مدل دلون و مک لين ) مي باشد.
مدل موفقيت IS دلون و مک لين
کيفيت سيستم و کيفيت به صورت فردي و پيوسته هر دوي استفاده از سيستم و رضايتمندي کاربر را تحت تأثير قرار مي دهند. علاوه بر اين ميزان استفاده مي تواند درجه رضايت کاربر تحت تأثير- مثبت يا منفي- قرار دهد. استفاده از IS و رضايتمندي کاربر پيشنيازهاي مستقيم براي تأثير بر افراد بوده و در نهايت اين تأثير بر افراد بايد برخي تأثيرات سازماني را به همراه داشته باشد.
2-2-4 مدل بازبيني شده سدون
در مدل بازبيني شده سدون ( 1997 ) از مدل موفقيت IS دلون و مک لين، سدون با بيان اينکه مدل دلون و مک لين سعي در انجام و ايجاد مسائل بسيار زيادي در مدل خود داشته اند و اين منجربه سردرگمي مي شود، اين مدل را توسعه و بهبود داده است. وي ابتدا توسعه ها و بازبيني هاي انجام شده بر مدل دلون و مک لين را عنوان نموده و سپس با بيان مشکلات مدل دلون و مک لين در نهايت مدل خويش را به صورت زير ارائه نموده است. سدون و کيو 1994 مدل نتيجه اي دلون و مک لين را به صورت زير در نظر گرفته و رابطه ميان 4 متغير نشان داده شده را آزمايش کرده است.
مدل نتيجه اي دلون و مک لين از ديد سدون و کيو ( 1994 )
مدل جامع دلون و مک لين براي موفقيت سيستم هاي اطلاعاتي به دليل فرصت کم آنها در ارائه تئوري پشتيباني کننده براي روابط پيشنهاد شده در مدل آنها منجربه تفسيرات فرايندي و واريانسي از مدل مذکور در طي تحقيقات تئوري و تجربي گشته است. به منظور دستيابي به معاني مدل دلون و مک لين و نيز جلوگيري از لغزش هايي که ممکن است در کار با مدل موجود روي دهد، مدل مذکور توسط سدون به صورت زير دوباره بازسازي و رسم شده است. ( سدون، 1997 ).
2-2-5 مدل به روز شده موفقيت سيستم اطلاعاتي دلون و مک لين
در سال 2003 دلون و مک لين مدل موفقيت IS خود را به روز کردند که در شکل زير ارائه شده است:
مدل به روز شده موفقيت IS دلون و مک لين ( 2003 )
کيفيت 3 بعد اصلي دارد :
کيفيت اطلاعات؛
کيفيت سيستم؛
کيفيت خدمت.
و از آنجا که آنها به صورت تکي يا مشترکاً “استفاده” و “رضايت کاربر” را تحت تأثير قرار خواهند داد، هر يک از آنها بايد به صورت جداگانه اندازه گيري يا کنترل شوند.
در مدل اوليه و قبلي دلون و مک لين “استفاده” و “رضايت کاربر” شديداً به هم وابسته بودند. از لحاظ فرآيندي “استفاده” بايد مقدم بر “رضايت کاربر” باشد، اما از لحاظ علي تجربه مثبت “استفاده” منجربه “رضايت کاربر” بيشتر خواهد شد. متشابهاً “رضايت کاربر” بيشتر ” قصد استفاده ” و لذا ” استفاده” بيشتر را به همراه خواهد داشت.
مدل به روز شده موفقيت IS دلون و مک لين بردارهايي را به منظور نمايش ارتباطات پيشنهادي ميان ابعاد موفقيت از لحاظ فرآيندي در بر دارد اما اين مدل علامتهاي مثبت و منفي براي نمايش روابط مذکور از لحاظ علي ندارد. ماهيت روابط علي بايد در مطالعه انجام شده، تئوري شوند.
تغييرات پيشنهادي در مدل به روز شده موفقيت IS دلون و مک لين تغييرات در درجه و نه در نوع بوده است. افزودن “کيفيت خدمات” و ترکيب “تأثيرات بر افراد” و “تأثير بر سازمان” در “فوايد خالص” ماهيت صرفه جويانه مدل را حفظ کرده است. ( دلون و مک لين، 2003 )
2-2-6 تحليل هزينه – فايده
به طور ايده آل براي تعيين اثربخشي IS مي بايست از سنجه هاي عيني مانند تحليل هزينه فايده استفاده کرد. بر اين اساس، ارزش خالص سيستم اطلاعاتي براي سازمان، برابر با تفاوت بين مزاياي واقعي بر حسب اثربخشي بهبود يافتة سازمان و هزينة ايجاد IS مي باشد. تحقيقات اوليه در مورد ارزيابي IS اغلب روي مزاياي “سخت” کمّي، مانند ميزان صرفه جويي در هزينه و ميزان درستي فني سيستم، به عنوان شاخص موفقيت آن تمرکز داشت ( سوآن سون ، 1974 ). سنجه هاي معمول قابل مشاهده، شامل زمان پاسخ سيستم، سنجه هاي زمان نرم افزار، سنجه هاي قابليت اطمينان، به وسيلة تعداد و نرخ خطاهاي واقع شده در حين فرآيند، مي باشد.
اما به اين رويکرد انتقادات زيادي وارد شده است. اول اينکه نشان دادن رابطة علي، به اين معني که ثابت کنيم مزيت خاصي به طور مستقيم يا تنها به دليل استقرار سيستم اطلاعاتي ايجاد شده، کار مشکلي است. دوم اينکه، هزينه ها و مزاياي IS عمدتاً ماهيت کيفي يا ناملموس دارند و بنابراين اندازه گيري آنها بر حسب ارزش هاي پولي يا زماني مشکل است، ( هوگو، 1983 ) حتي اگر داده هاي عيني قابل شناسايي هم باشند، عموماً ثبت نمي شوند و بنابراين قابل دسترسي هم نيستند. سارينن 1996 بعدها استدلال مي کند که استفاده از ارقام مالي و کمي اغلب مبتني بر قضاوت يک متخصص است که همين آنها را عيني تر از ديگر معيارهاي غيرکمي نمي کند. با وجود اين، ديستا و مک گرگور 1997 اشاره مي کنند که در زمينة فناوري مبتني بر کامپيوتر عوامل مالي و عملکردي در حال جايگزين شدن به جاي عوامل سازماني و روانشناختي هستند.
2-2-7 کاربرد سيستم
کاربرد سيستم نيز به عنوان سنجة ديگري براي اندازه گيري موفقيت IS پيشنهاد مي شود که اجراي آن نسبتاً ساده تر است. اين رويکرد ميزان اطمينان کاربران به اثربخشي سيستم اطلاعاتي شان را نشان مي دهد. برخ

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu