منبع مقاله درباره احتمال خسارت، طول فصل رشد

فندوقهَ76آفتابگردان همان دانهها هستند که به تخم آفتابگردان معروف است. رنگ دانهها از سياه به سفيد متغيير است و به رنگهاي سفيد، خاکستري مخطط، قهوهاي، بنفش تيره و سياه ديده ميشود.
بذرهاي سالم از نظر اندازه و وزن نيز بسيار متفاوتاند و بطور کلي بشکل يک دوک فشرده پهن است که سر آن پهن و انتهاي آن تيز است. طول آن بين 10 تا 35 ميليمتر و عرض آن 5/7 تا 15 ميليمتر و ضخامت آن 3 تا 7 ميليمتر است. وزن هزاردانه آفتابگردان بسته به ريزي و درشتي در ارقام مختلف از 50 گرم تا 200 گرم متغيير است. درصد روغن دانه به ضخامت و وزن پوسته بستگي زيادي دارد. هرچه درصد پوسته کمتر باشد وزن روغن بيشتر خواهد بود. ميزان روغن بذر آفتابگردان 25 تا 42 درصد است اما در بعضي ارقام اصلاح شده و در بعضي از مزارع آزمايشي به 65 درصد نيز رسيده است. ترکيب متوسط روغني که از کشت در مناطق معتدل حاصل ميشود 55 تا 65 درصد اسيدلينولئيک و 25 تا 30 درصد اسيداولئيک است اما بذري که در شرايط بسيار گرم توليد ميشود ممکن است حاوي 65 درصد اسيداولئيک و 20 درصد اسيدلينولئيک باشد. ميزان پروتئين دانه خشک معمولا 15 تا 20 درصد است(رستگار، 1384).
1-16-برگها
برگها بزرگ، قلبي شکل، بيضوي، مضرس و کرکدار بوده که 30-20 سانتيمتر طول داشته و معمولا به صورت متناوب بر روي ساقه قرار ميگيرند. ولي معمولا پنج جفت برگ ابتدائي به صورت متقابل ظاهر ميشوند. رنگ برگها معمولا سبز تيره اما گاه ممکن است به رنگ آبي و مايل به قرمز مشاهده شوند، به طور عمده برگها پوشيده از کرک بوده که به کاهش تعرق کمک ميکند.
برگها داراي دمبرگ گوشتي و دراز بوده که با پيشروي به طرف انتهاي ساقه از طول دمبرگ کاسته ميشود. پهنک برگ با توجه به ژنوتيپ ميتواند صاف و يا تاولي باشد. تعداد برگها در يک بوته بين 20 الي 40 عدد متغيير است و در تيپهاي ديررس تعداد برگها به تناسب افزايش يافته حتي به 70 عدد نيز ميرسد. طول برگ از 10 الي 40 سانتيمتر با توجه به ژنوتيپ متفاوت است.
بزرگترين برگها در محدوده وسط ساقه قرار دارند. اين برگها حدود 60 الي 80 درصد سطح فتوسنتز را به خود اختصاص داده و بعد از مرحله گل به مدت زياد فعال باقي ميمانند.
در يک بوته آفتابگردان نقش کليه برگها در توليد دانه، مقدار روغن و وزن هزار دانه يکسان نبوده و اهميت آنها به شرح زير است:
1-گروه برگهاي پاي بوته: اين برگها به دو دليل کمترين نقش را در توليد دانه، درصد روغن و وزن هزار دانه دارند 1- نسبت به ديگر برگها پيرتر ميباشند. 2-در سايه برگهاي بالايي قرار دارند. باحذف اين برگها، ميزان عملکرد دانه، ميزان روغن و وزن هزار دانه به ترتيب 3/11، 6 و 45/2 درصد کاهش مييابد.
2-گروه برگهاي وسط ساقه: به عبارت ديگر حدود 10 برگ که در وسط ساقه قرار گرفتهاند از ديدگاه عملکرد دانه، ميزان روغن و وزن هزار دانه نقش اساسي را بر عهده دارند و لذا از اين لحاظ بيشترين اهميت را دارند. با حذف اين برگها، عملکرد دانه، ميزان روغن و وزن هزاردانه به ترتيب 7/45، 6/5 و47، درصد کاهش مييابد.
3-گروه برگهاي انتهاي ساقه: نقش حدود 10 برگ انتهاي ساقه آفتابگردان، کمتر از گروه برگهاي وسط ساقه ولي در عين حال بيشتر از برگهاي پاي بوته ميباشد. اين برگها نسبت به برگهاي وسط ساقه جوانتر و کوچکتر هستند. با حذف اين برگها، عملکرد دانه، ميزان روغن و وزن هزار دانه به ترتيب 2/17، 3/7 ،3/5 درصد افت نشان ميدهد بدست ميآيد(افکاري، 1388).
1-7 سطح زير كشت، توليد و ميانگين عملكرد آفتابگردان در جهان
طول دوره رشد و عملکرد افتابگردان تحت تاثير دماي هوا بوده و هنگاميکه نمو دانهها طي دورههاي دمايي معتدل اتفاق ميافتاد، معمولا عملکرد دانه افزايش مييابد. در حالي که برخورد نمو دانه با دماهاي نسبتا بالا سبب کاهش شديد عملکرد دانه ميشود. دماهاي زير 16 و بالاي 40 درجه سانتيگراد موجب کاهش عملکرد و درصد روغن ميگردد(بهاردواج، 2009)77.
جدول(1-1) بزرگترين توليد کنندهگان افتابگردان جهان در سال 2008(USDA, 2009)
جدول 1- 1.
کشور
سطح زير کشت(ميليون هکتار
ميزان توليد (ميليون تن)
عملکرد (تن در هکتار)
فدراسيون روسيه
0/5
65/5
13/1
ارژانتين
62/2
65/5
77/1
اوکراين
40/3
2/4
24/1
فرانسه
52/0
31/1
55/2
امريکا
81/0
30/1
60/1
چين
80/0
25/1
56/1
هند
63/1
12/1
69/0
مجارستان
51/0
06/1
71/2
ديگرکشورها
03/2
92/1
95/0
جهان
11/21
15/27
29/1
1-17-کاشت
پتانسيل آفتابگردان در سازگاري به شرايط متفاوت محيطي، امکان کشت ودستيابي به عملکردهاي قابل قبول در دامنه وسيعي از شرايط اقليمي را فراهم ساخته است. عواملي مانند طول فصل رشد مورد نياز، رقم کشت مورد منطقه و زمان وقوع آخرين سرماي کشنده در زمستان، برخورد دوره گردهافشاني با شرايط اب هوايي مناسب و همچنين فعاليت حشرات، تعيين کننده زمان کشت آفتابگردان هستند(نوريراد دوجي،1383).
کشت زودتر به دليل استفاده بهتر گياه از رطوبت خاک و برخورد مراحل حساس رشد و نمو با شرايط مناسب اقليمي باعث توليد دانه و روغن بيشتر نسبت به کشتهاي ديرتر ميشود. به منظور اجتناب از بدسبزي به دليل خشکي خاک و مشکلات ناشي از سله بستن سطح خاک بهتر است کشت در اولين فرصت در اسفند ماه صورت گيرد. کشت دير هنگام مشکلات سوختگي غنچه و بيماري پوسيدگي زغالي را تشديد ميکند (فرجي و همکاران، 1384).
1-18- برداشت
واريتههاي پابلند آفتابگردان به طور معمول تقريبا 160-120 روز و واريتههاي پاکوتاه 120-90 روز پس از کاشت آماده برداشت ميشوند(مبصر و پيري، 1387).
براي اينکه حداکثر عملکرد روغن حاصل گردد، طبقهاي افتابگردان، قبل از برداشت بايد کاملا”رسيده باشند چون در طول دو هفته اخر رسيدن طبقها، مقدار ماده خشگ در بذر ممکن است 100-50 درصد افزايش يابد. وضع ظاهري بذر، شاخص خوبي براي تاريخ برداشت نيست، زيرا بذري که به ظاهر رسيده به نظر برسند ميتوانند داراي مقدار زيادي رطوبت باشند. البته رسيدن بذر، يکنواخت صورت نميگيرد. تاخير در برداشت تا زمان رسيدن کامل، ممکن است تلفات بذر در اثر ريزش و حمله پرندگان را افزايش دهد (کوچکي، 1388). به طور کلي بهترين زمان برداشت آفتابگردان موقعي است که براکتههاي کناري قهوهاي شده و پشت طبق آفتابگردان به رنگ زرد مايل به قهوهاي در آمده باشند. برداشت دير ميتواند سبب افزايش احتمال خسارت پرندگان و ريزش دانهها و برداشت زود هنگام باعث کاهش عملکرد ميشود (اسدي و فرجي، 1388).
ارقام پابلند وتکطبق را بوسيله دست برداشت ميکنند. اين ارقام را با تراکم بوته کم و در صورت امکان در جهت شمال-جنوبي کشت ميکنند تا در زمان رسيدن طبقها به سوي مشرق آويزان شوند.
برداشت ارقام کوتاه و نيمه کوتاه بر طبق افتابگردان را ميتوان توسط کمباين غلات انجام داد. دراين حالت بايد فاصله استوانهاي کوبنده و دور موتور و سرعت باد کمباين را براي افتابگردان تنظيم نمود.
برداشت مکانيزه از زماني که رطوبت دانهها به 16تا 18 درصد رسيده باشند امکانپذير است . اما بهترين زمان براي برداشت مکانيزه وقتي است که رطوبت دانهها به 14 درصد ميرسد (مبصر وپيري، 1387).
2-1- نشانگر
کسب اطلاع از فاصله ژنتيکي در بين افراد يا جمعيتها و آگاهي از روابط خويشاوندي گونههاي مورد نظر در برنامه اصلاحي، امکان سازمان دهي ذخاير توارثي و نمونهگيري موثر از ژنوتيپها و بهرهبرداري بهتر از تنوع در برنامههاي اصلاحي را فراهم ميسازد (شارما 78و همکاران، 2002). به همين منظور از نشانگرهاي مختلفي مانند مورفولوژيک، سيتوژنتيک و مولکولي استفاده ميشود. در سالهاي اخير از نشانگرهاي مولکولي مبتني بر PCR به عنوان ابزار قدرتمندي براي شناسايي چند شکلي، مطالعه تنوع و روابط ژنتيکي در گياهان استفاده شده است. روشهاي بررسي تنوع ژنتيکي بر پايهي PCR از جمله نشانگرهاي RAPD، AFLP، SSR و ISSR به دليل سهولت، هزينه پائين، سرعت و عدم نياز به کاوشگرهاي راديواکتيو امروزه به طور گستردهاي در بررسي تنوع و فاصله ژنتيکي در بين ارقام مختلف گياهي مورد استفاده قرار ميگيرند(سيکارد79 و همکاران، 2005) .
2-2-انواع نشانگر
2-2-1-نشانگر RAPD
موسوي و همکاران (1393) 42 ژنوتيپ کاهوي ايراني را همراه با يک رقم خارجي با استفاده از هفده آغازگر تصادفي RAPD مورد ارزيابي قرار دادند. تجزيه خوشهاي توانست ژنوتيپها را به چهار گروه تقسيمبندي کند. نتايج اين تحقيق نشان داد که استفاده از نشانگرهاي RAPD براي گروهبندي کاهوهاي بومي ايران روش مفيد و موثري است (موسوي و همکاران، 1393).
طي تحقيقي که توسط غوث و همکاران (1393) با مارکرهاي مولکولي ISSR و RAPD براي بررسي تنوع ژنتيکي، عناب صورت گرفت. نتايج تجزيه خوشهاي بر اساس صفات کمي اين اکوتيپها را در سه تا شش گروه اصلي دستهبندي کرد ( غوث و همکاران، 1393).
قندهاري و همکاران (1392) تنوع ژنتيکي سه جمعيت طبيعي شمشاد (Buxus hyrcana Pojark.) را با استفاده از نشانگرهاي مولکولي RAPD بررسي کردند. نتايج اين پژوهش نشان داد که تنوع ژنتيکي به نسبت مطلوبي در جمعيتهاي مورد بررسي وجود دارد و نشانگرRAPD براي بررسي تنوع ژنتيکي جمعيت گونه شمشاد کارآمد است (قندهاري و همکاران، 1392).
کريمي و همکاران (1391) تنوع ژنتيکي پانزده رقم انگور را با استفاده از هفت آغازگر ISSR و هفت آغازگر RAPD مورد ارزيابي قرار دادند با توجه به ضريب تشابه جاکارد، بيشترين تشابه بين ارقام ترکمن 6 و ترکمن 8 و کمترين تشابه بين ارقام ترکمن 3 و صاحبي نيشابور مشاهده شد (کريمي و همکاران، 1391).
شهبازي و همکاران (1390) جهت بررسي تنوع ژنتيکي 20 لاين گلرنگ، از نشانگر مولکولي RAPD استفاده کردند که نتايج اين مطالعه بيانگر کارآمدي نشانگرهاي RAPD در بررسي تنوع ژنتيکي ميان لاينهاي مورد مطالعه ميباشد (شهبازي و همکاران، 1390).
در پژوهشي که توسط اصغري و همکاران (1389) با استفاده از نشانگرهاي RAPD. براي تعيين تنوع ژنتيكي علف باغ انجام شد. تجزيهاي، اکوتيپها را به چهار گروه تقسيم کرد نتايج به دست آمده از اين تحقيق، نشان داد که، تنوع ژنتيکي زيادي در درون اکوتيپهاي علف باغ وجود دارد و در گزينش ارقام مطلوب ميتواند مورد استفاده قرار گيرد (اصغري و همکاران، 1389)
2-2-2-نشانگر AFLP
نشانگر AFLP به دليل عدم نياز به اطلاعات اوليه در مورد رديفهاي بازي DNA، دقت و تکرار پذيري بالاي آن، به عنوان يکي از موثرترين نشانگرهاي مولکولي در مطالعهي ژرمپلاسمهاي گياهي معرفي شده و به کار گرفته شدهاست (احکامي و همکاران، 2007).
صادقزادهاهري و همکاران (1393) تنوع ژنتيکي، بيست توده شنبليله بومي را با استفاده از نشانگرهاي AFLP انجام دادند. نتايج تجزيه واريانس نشان داد که، تنوع ژنتيکي مطلوبي در درون تودههاي مورد مطالعه وجود داشت و همچنين نتايج حاکي از کارآيي مناسب نشانگرهاي AFLP در ارزيابي تنوع ژنتيکي شنبليله بود (صادقزادهاهري و همکاران، 1393).
رضايي و همکاران(1391) با استفاده از نشانگر AFLP تنوع ژنتيکي گل راعي، را مورد بررسي قرار دادند. کلاستربندي، نشان از تنوع ژنتيکي و گستره بالاي رويشگاههاي گل راعي و عدم همبستگي ميان تنوع ژنتيکي و پراکنش جغرافيايي بود ( رضايي و همکاران، 1391).
نعمتي و همکاران (1391) 31 ژنوتيپ مختلف انار را با استفاده از مولکولي AFLP، مورد بررسي قرار دادند. نتايج حاصل از تجزيه خوشهاي حاکي از وجود شباهت بسيار بالا بين ژنوتيپها مورد مطالعه بود. (نعمتي و همکاران، 1391).
شاه حسيني و همکاران (1391) تنوع ژنتيکي، 29 ژنوتيپ عناب، را با استفاده از نشانگر مولکولي AFLP مورد ارزيابي قرار دادند. بر اساس نتايج حاصل از اين تحقيق دندروگرام،

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu