منبع پایان نامه ارشد درباره ميزان، بررسي، شيب

ي ايجاد شده به وسيله تردد ماشين آلات سبک سبب تنزل و تخريب ساختار خاک در لايه 0-10 سانتيمتري شد.
Ramos-Scharr?n و McDonald (2005) به ارزيابي و اندازهگيري رسوب حاصل از جادههاي شنريزي نشده در ايسلند پرداختند و به اين نتيجه رسيدند که جادهها قادر به افزايش ميزان توليد رسوب در مناطق کوهستاني به ميزان 4 برابر مناطق کنترل است. دليل افزايش ميزان رسوب، كاهش تخلخل، نفوذپذيري و به دنبال آن افزايش رواناب بود.
Tan و همکاران (2005) اثرات کوبيدگي خاک و برداشت کف جنگل27 روي ميکروبيولوژي خاک را بررسي نمودند. آنها مطالعه خود در عمق 0-10 سانتيمتري خاک متمرکز کرده و به اين نتيجه رسيدند که در اثر بهرهبرداري و چوبکشي وزن مخصوص افزايش، درجه حرارت کاهش و تخلخل تهويهاي به ميزان 50% کاهش يافته که اين عوامل سبب کاهش فعاليت ميکروارگانيسمهاي خاکگرديد. آنها در اين مطالعه از سيلندرهايي به ابعاد 10 سانتيمتر طول و 2/6 سانتيمتر قطر استفاده نمودند.
Page-Dumroeso و همکاران (2006) تغييرات خواص فيزيکي خاک بر حاصلخيزي طولاني مدت 1 و 5 سال پس از بهرهبرداري را مطالعه نمودند. آنها اقدام به نمونهگيري از خاک در سه عمق 0-10، 10-20 و 20-30 سانتيمتري با استفاده از سيلندر نموده و به اين نتيجه رسيدند که ترافيک شديد ماشينها سبب افزايش وزن مخصوص در هر سه عمق شده و مهمترين عامل تعيين کننده شدت کوبيدگي رطوبت خاک در زمان عمليات بود.
Demir و همکاران (2007) به ارزيابي اثرات بهرهبرداري بر پوشش علفي، لاشبرگ و خواص خاك سطحي در يك توده بلوط در ترکيه پرداخته و به اين نتيجه رسيدند که پوشش گياهي و لاشبرگ در مسيرهاي چوبکشي به طور معنيداري کاهش يافته و در مسيرهاي چوبکشي در مقايسه با مناطق شاهد افزايش وزن مخصوص و کاهش تخلخل و ظرفيت رطوبتي معنيدار بود. آنها براي نمونهگيري از پوشش علفي و لاشبرگ به ترتيب از پلاتهاي 1 متر مربعي و 0.25 متر مربعي و براي تعيين وزن مخصوص از سيلندر استفاده نمودند.
Makineci و همکاران (2007) به مطالعه اثرات طولاني مدت بهرهبرداري بر مسيرهاي چوبكشي در توده جنگلكاري شده نوئل در تركيه پرداختند. آنها اقدام به نمونهگيري از پوشش گياهي با پلاتهاي 1 متر مربعي، لاشبرگ با پلاتهاي 0.25 متر مربعي و خاک در دو عمق 0-5 و 5-10 سانتيمتري با سيلندر در مسير چوبکشي و مناطق شاهد نموده و به اين نتيجه رسيدند که در مسير لاشبرگ و به دنبال آن مواد آلي کاهش يافت. علاوه بر اين، مجموع تخلخل، حجم ريشه، وزن خاک ريزدانه و pH در مسير تغيير معنيداري داشته است.
موارد ديگري نيز مانند تأثير چوبكشي و افزايش وزن مخصوص بر زندهماني و رشد نهالها مورد بررسي و تحقيق قرار گرفته كه نتايج اين تحقيقات نشان دهنده كاهش زندهماني و رشد نهالها بوده است (Greacen and Sands, 1980; Jakobsen, 1983; Miller et al., 1996; Rab, 2004).
از بررسي سوابق بدست آمده اينگونه استنباط ميشود كه تحقيق در زمينه مؤلفههاي مختلف تخريب خاك در خارج از كشور اگر چه عمدتاً به كوبيدگي خاك و نيز وزن مخصوص آن تاكيد داشتهاند لكن در ساير جنبههاي مربوط به فرسايش, شياري شدن و جابجايي خاك نيز صورت گرفته است حال آنكه تحقيقات در داخل كشور مشخصاً محدود به بررسي كوبيدگي ناشي از تردد چوبكشها بوده و تاكنون تحقيق مشخصي در رابطه با ساير معيارهاي تخريب خاك صورت نپذيرفته است كه خود بيانگر ضرورت انجام تحقيق حاضر ميباشد.
فصل سوم
مواد و روشها
مشخصات منطقه مورد مطالعه:
3-1 منطقه مورد مطالعه
3-1-1 موقعيت جغرافيايي
اين مطالعه در سري امره 2 از جنگلهاي حوزه طرح جنگلداري شرکت چوب و کاغذ مازندران در حومه شهرستان ساري و روي دامنههاي شمالي سلسله جبال البرز انجام شد. سري امره 2 از بخش دو در حوزه آبخيز تجن در جنگلهاي شمال کشور واقع گرديده است (شكل 3-1). حداقل و حداكثر ارتفاع منطقه به ترتيب 220 و 880 متر از سطح دريا و داراي 20 پارسل بوده که اين تحقيق در پارسل 15 واقع در حدفاصل (طول جغرافيايي ?35، ?7، ?53 شرقي و عرض جغرافيايي ?12، ?23، ?36 شمالي) انجام شده است (كتابچه طرح جنگلداري).
3-1-2 تشريح پارسل مورد مطالعه
اين مطالعه در پارسل شماره 15 انجام شده و داراي تيپ جنگلي ممرز انجيلي به همراه راش، توسكا، افرا و بلوط ميباشد. تراكم جنگل نيمه انبوه و در بعضي لكهها تنك و با ساختار دو اشكوبه و درختان در كلاسه سني جوان تا مسن ميباشند. ارتفاع از سطح دريا 560 تا 750 متر و جهت عمومي پارسل شمال غربي است. مساحت آن 82.5 هكتار كه 60 هكتار آن قابل بهرهبرداري است. بافت خاك لومي رسي و عمق آن حدود يك متر ميباشد (كتابچه طرح جنگلداري).
شكل 3-1 موقعيت منطقه مورد مطالعه
3-1-3 وضعيت آب و هوايي
مطالعات اقليم و هوا شناسي نشان ميدهد که سري امره 2 بر اساس اقليمنماي آمبرژه در اقليم مرطوب قرار گرفته است. بر اساس اطلاعات ايستگاه هواشناسي ريگ چشمه که در نزديکي اين سري واقع شده, متوسط ريزشهاي جوي سالانه منطقه در يک دوره 10 ساله 808 ميليمتر است. بيشترين ميزان بارندگي مربوط به فصل پاييز با 263.5 ميليمتر و كمترين ميزان آن مربوط به فصل بهار با 153 ميليمتر ميباشد. متوسط حداقل، حداكثر و متوسط دماي ساليانه نيز به ترتيب 9.8، 21.8 و 15.8 درجه سانتيگراد ميباشد (كتابچه طرح جنگلداري).
3-1-4 زمين شناسي
از نظر ديرينه شناسي قسمت عمده سري امره 2 از رسوبات دوران سوم زمين شناسي تشکيل شده و غالبا نهشتههاي دوره ميوسن در ساختار آن نقش دارند. بخشي از رسوبات اواخر دوران سوم (نئوژن) که به دوره ميوسن تعلق دارند, غالبا از رسوبات مارني يا آهک و مارن سيلتي تشکيل شدند. اين زمينها معمولا با شيب كم تا متوسط بوده و نفوذپذيري آنها به علت وجود مارن خيلي ضعيف است. اين گونه زمينها نسبت به اقدامات مکانيکي (مثل عمليات چوبکشي) حساس ميباشند (كتابچه طرح جنگلداري).
3-1-5 خاكشناسي
منشاء خاك محدوده مورد مطالعه غالبا از سنگهاي آهكي، آهك مارني، مارن و ماسه و سنگ آهكي ميباشد. چهار تيپ خاك شامل تكامل نيافته راندزين، قهوه اي جنگلي با pH قليايي، قهوهاي شسته شده با افق كلسيك و قهوهاي شسته شده با پسدوگلي و با بافت رسي تا لومي رسي در سري مورد مطالعه شناسايي شدهاند (كتابچه طرح جنگلداري).
3-2 روش تحقيق
3-2-1 استقرار سامانه سنجش
اين تحقيق در پارسل 15 سري امره 2 از جنگلهاي تحت پوشش شركت چوب و كاغذ مازندران انجام شد كه اسكيدرهاي HSM904 با روش بهرهبرداري گردهبينه و با ظرفيت بارگيري کامل در آن مشغول چوبكشي ميباشند. براي انجام تحقيق مسير چوبكشي به طول 600 متر با جهت روبه پايين و كاملا شمالي پس از بررسيهاي دقيق صحرايي انتخاب گرديد كه دامنه و تنوع شيب طولي در آن زياد و همچنين فاقد شيب عرضي بود. به منظور حذف اثر عواملي مانند تاج پوشش، بافت، رطوبت خاك در حين چوبكشي و …. در خسارت، همساني آنها در طول مسير مورد مطالعه بررسي و تائيد شد. سپس ترازيابي دقيق مسير با استفاده از دوربين نيوو صورت پذيرفت. با توجه به پروفيل طولي مسير و دامنه تغيير شيب 0 تا 32%، سه طبق شيب 0-10%، 10-20% و بيش از 20% در نظر گرفته شد كه نسبت به تحقيقات Rab (2004) دقيقتر بوده است. با اين ترتيب مسير از نظر شيب به سه طبقه بدون محدوديت، با محدوديت كم و داراي محدوديت (Rab, 2004) تقسيم بندي شد. تيمارهاي مورد مطالعه از تركيب سه طبقه تردد كم، متوسط و زياد شامل 3، 7 و 14 (MacDonagh et al., 2002) و سه طبقه شيب بدست آمد. هر تيمار در پلاتهايي به ابعاد 10 متر طول و 4 متر عرض و در سه تكرار مورد مطالعه قرار گرفت. همچنين نه پلات شاهد در نزديكترين فاصله و شرايط همگن با تيمارهاي مورد بررسي در نظر گرفته شد. در ادامه تحقيق كليه شاخصهاي مورد ارزيابي تخريب شامل وزن مخصوص ظاهري، عمق شيار، جابجايي عمودي خاك و فرسايش مورد بررسي و اندازهگيري قرار گرفت. براي اندازهگيري وزن مخصوص ظاهري خاك در هر پلات 5 خط عمود بر مسير با فاصله 2 متر از هم پياده و سپس به طور تصادفي 3 خط انتخاب و در هر خط سه نمونه خاک گرفته شد به طوريکه دو نمونه در شيارهاي ايجاد شده به وسيله چرخها (هر شيار يك نمونه)، يک نمونه در بين دو شيار و يک نمونه هم از منطقه شاهد مطابق شكل 3-2 برداشت گرديد. وزن مخصوص ظاهري خاک با استفاده از روش نمونهبرداري با سيلندر از عمق 0-10 سانتيمتر به دليل تأثير پذيري زياد اين افق از عمليات چوبكشي (Fern?ndez et al., 2002) تعيين شد. علت نمونه گيري از عمق 10-0 سانتيمتري خاک اين است که بعد از عمليات چوبکشي، وزن مخصوص ظاهري خاک بيشتر در اين لايه تغيير يافته (Lacey and Ryan, 2000) و از اين رو بحثهاي منطقي وجود دارد که به منظور کاهش هزينههاي نمونه گيري (عمدتا” تا عمق 30 سانتيمتري)، مطالعات به اين عمق محدود گردد (Pennington and Laffan, 2004). همچنين قسمت عمدهاي از فعاليتهاي سيستم ريشهايي گياه در اين لايه (10-0 سانتيمتر خاك) انجام مي شود (Jansson and Wasterlund, 1999). براي اين منظور نمونههاي خاک در پلاستيک قرار داده شد و بلافاصله پس از انتقال به آزمايشگاه وزن شد تا وزن مرطوب آنها اندازهگيري گردد. پس از تعيين وزن مرطوب، نمونهها به مدت 24 ساعت در دماي 105 درجه سانتيگراد در آون خشک (Demir et al., 2007) و مجدداً وزن گرديد. سپس سه خصوصيت فيزيکي خاک شامل وزن مخصوص ظاهري، درصد رطوبت و مجموع تخلخل مطابق زير (Tan et al., 2005) محاسبه شدند.
براي انجام مطالعات مربوط به فرسايش خاك، پلاتهاي مزبور در محلهاي انتخابي مشابه با اندازهگيري تراكم مستقر شدند. هر پلات در قطعات انتخابي مستقر و ضمن ايجاد مرزهاي چوبي در اطراف به منظور جلوگيري از ورود رواناب بالادست و اثرات پاشمان، روانآب ايجاد شده در سطح آنها با كمك لولههاي انتقال دهنده پلاستيكي به ظرف جمعآوري كننده هدايت گرديد. به منظور مقايسه شرايط فرسايش مسيرهاي چوبكشي، در نزديكترين محل استقرار پلات در مسيرهاي چوبكشي، پلاتهايي به ابعاد 10 در 4 متر در منطقه كنترل (دخالت نشده) نصب و با شيوهاي مشابه اقدام به جمعآوري روانآب و رسوب از آنها در مقياس رگبار گرديد. جزئيات و شكل كلي پلاتهاي مورد استفاده در شكل 3-3 نشان داده شده است. به منظور جمعآوري نمونه روانآب و رسوب، پس از به هم زدن و مخلوط كردن نمونه روانآب و رسوب با ظرف يك ليتري نمونهاي همگن از مخزن جمع آوري روانآب و رسوب گرفته و به آزمايشگاه منتقل شد. در آزمايشگاه ظروف حاوي نمونه وزن و سپس يك هفته به منظور تهنشيني رسوبات كنار گذاشته شدند. پس از تهنشيني كامل رسوبات، روانآب ظرف تخليه و رسوبات به ظرفي فلزي جهت خشك كردن در آون منتقل شدند (Hartanto et al., 2003). نمونههاي رسوب به مدت 24 ساعت در آون تحت دماي 105 درجه سانتيگراد باقي مانده و سپس وزن خشك رسوب به ازاي هر ليتر محاسبه شد. اندازهگيري ميزان عمق شيار با توجه به معيارهاي ارائه شده در كانادا و امريكا (Ress, 2002)، به صورت سختگيرانه و دقيقتر به واسطه حساسيت بيشتر اكوسيستمهاي جنگلي كشور صورت گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu