دانلود پایان نامه درمورد رفتار انسان، سلامت روان، ترس از جرم، ارتکاب جرم

چنانکه جين جاکويز در سال 1961 گفت، آرامش و امنيت شهرها صرفاً به وسيله پليس تامين نمي شود، بلکه آرامش و امنيت عمدتا به وسيله ايجاد شبکه اي پيچيده و تقريبا ناخودآگاه از نظارت ها و رعايت داوطلبانه هنجارها در ميان خود مردم حفظ مي شود و به وسيله خود مردم اجرا مي گردد”.

جدول2-3: جايگاه نياز به امنيت در گونه شناسي نيازهاي شهري و نقش شهرسازي در تامين آنها

نياز
توضيح
نمونه هايي از محيط شهري مرتبط با تامين نيازها [ با توجه به نقش شهرسازي ]
1- فيزيولوژيکي
تهيه غذا، پناهگاه و مراقبت بهداشت (سلامت)
– نظام هاي عمده فروشي/ خرده فروشي توزيع غذا، لباس و ملزومات بهداشتي
2- ايمني، امنيت
– محافظت از آسيب فيزيکي و مزاحمت ها
– خلوت و عدم ازدحام
– محافظت از اموال
– خدمات حمايتي/ حفاظتي، پليس و آتش نشاني
– ايمني جاده
– عدم وجود عناصر محيطي زيان آور
– نواحي مسکوني و خلوت را به خوبي تامين کند، عدم اشراف- محروميت و …
3- دلبستگي، تعلق
– ارتباطات سازگار با ديگر اعضاي جامعه
– شناسايي، گروه ها و پذيرش آنها در درون جامعه
– امکان عضويت در سازمان ها و تشکيلات اجتماعي ( مکان هاي اجتماع)
– جانمايي فيزيکي محلات به طوري که همکاري و ارتباطات درون فاميلي سازگار را پرورش دهد.
– هويت فيزيکي محلات
4- احترام
– شناسايي قدر و منزلت به وسيله ديگران در جامعه
– فرصت هاي مالکيت خانه
– پرستيژ محلات ( اعتبار محلات)
5- خودشناسي
( اعتماد به نفس)
– ايفاي نقش در ارتباط با ديگران
– درک توانايي فردي
– خلاقيت / بيان شخصي
– شرايط مساعد (امکانات) خلاقيت و بيان شخصي در محيط ممنوع
– فرصت هاي شغلي و اجتماعي
– سازمان هايي که توسعه مهارت ها را مقدور مي سازند.
6- شناختي (آموزشي)، زيبايي شناسي
– تهيه (پيش بيني) تجربه آموزشي، انگيزش معنوي و تجربيات
– جلب احساسات
زيبايي شناسي رويدادها و پديده ها
– امکانات آموزش و فرهنگي
– امکانات تفريحي
– کاربرد زيبا شناسي مصنوع و محيط طبيعي
منبع: Ref: Walmsly,:Urban Living the Individual In The City, 1990, PP.60,61.
2-4-1. زمينه هاي نظري کاهش شرايط جرم خيزي فضاهاي شهري و مکان ها
2-4-1-1- پيشينه نظري
پيشينه و زمينه نظري مباحث جرم شناسي شهري را بايد حداقل از مکتب جامعه شناسي شيکاگو و مطالعات اوليه اکولوژي شهري مورد بررسي قرار داد.
اکولوزي شهري براي اولين بار در سال 1916 در زمينه بررسي هاي شهري به وجود آمد و طي دهه 1920 مطالعات اکولوژي شهري را رابرت پارک بنيان نهاد. وي کوشيد تا مفاهيم زيست شناختي علم اکولوزي را در مطالعات شهري مورد استفاده قرار دهد. در تعريف اکولوژي شهري (انساني)، آن را علم شناسايي روابط متقابل ميان انسان و محيط ذکر کرده اند. پارک در اثر معروف خود؛” توصيه هايي براي تحقيق در مورد رفتار انساني در محيط شهر”، شهر را به مثابه آزمايشگاهي جهت بررسي رفتارهاي انساني مطرح کرد. بعدها در چارچوب اين موضوع، در جامعه شناسي شهري و سپس در جرم شناسي از مکتبي به نام مکتب اکولوژي شهري نام برده شد. اين مکتب روي رفتار انسان در محيط هاي شهري تمرکز مي يابد. مفاهيم زيست شناختي همچون عامل رقابت، تسلط، انطباق، توالي و تسلسل و اصلاح بقاي اصلي در بررسي نابرابري هاي اجتماعي شهر براي درک انطباق جمعي و ناآگاهانه جمعيت هاي انساني در محيط شهر اقتباسي از اين مکتب است.
به نظر پارک، جامعه انساني از يک طرف داراي مظهر ماهيت انساني مبتني بر اصالت فايده و سود شخصي با آزادي در انتخاب (رقابت براي بقا) است و از طرف ديگر تجلي گاه اهداف مشترک جمعي است.
به عبارت ديگر اگر چه شهر خود معلول و ساخته و پرداخت اراده انساني است، ليکن به عنوان يک عامل مهم مي تواند قوانين مسلط خود را بر ساکنينش تحميل نموده و برخي رفتارهاي انساني را تحت تاثير خود قرار دهد.
از ديگر مفاهيم مورد توجه در رويکرد اکولوژي انساني، مفهوم حوزه اجتماعي (ناحيه طبيعي) در شهرهاست. حوزه اجتماعي به محدوده جغرافيايي درون شهر اطلاق مي شود که به وسيله مشخصات کالبدي و جمعيتي و فرهنگ مشترک از ديگر بخش هاي شهر متمايز مي گردد.
در واقع حوزه هاي اجتماعي، در نتيجه افزايش جمعيت و توسعه حمل و نقل در بخش هايي از شهر، تخصصي شدن کارکردي، پيوندهاي اجتماعي مستحکم تر، وابستگي متقابل همراه با عامل رقابت و در نهايت تقسيم فضاهاي شهري و تغيير الگوهاي کاربري شکل مي گيرد.
از نقاط قوت ديدگاه اکولوژيک، توجه به مشخصات کالبدي برخي مناطق شهر در بروز کجروي ها ي اجتماعي است. لذا خصوصيات کالبدي، ا جتماعي- اقتصادي حاکم بر نواحي خاص شهر در بروز کجروي هاي اجتماعي مورد بررسي قرار مي گيرد”. ديدگاه اکولوژي شهري در سير تکويني خود مشخصا به پديده هاي اجتماعي نظير جرم و جنايت و امراض رواني در شهرها و در ارتباط با بخش هاي مختلف شهر و ترسيم نقشه هاي مربوط به آن اختصاص يافت که طي آن در پاره اي مناطق داخلي شهرها و يا محلات شهري به عنوان حوزه هاي جرم و جنايت و حوزه امراض رواني معرفي گرديدند.
نظريه سلامت روان تقريبا نظريات گوناگوني ارائه داد، ” اين گرايش مجموعه هاي شهري را از ديدگاه پژواک هاي آن بر رفتار انساني مورد بررسي قرار مي دهد. مفهوم مرکزي در اينجا عبارت است از مفهوم ” سلامت روان “. با توجه به بعضي از تحقيقات اجتماعي و به خصوص با آثاري در مورد روان شناختي نوجوانان که در فرداي جنگ 1940 انتشار يافت، سمت و سوي اين جنبش درک شد. مولفيني چون ج. بولبي و
آنافرويد نشان داده اند که سلامت رواني، در رابطه کامل با سلامت جسمي- که در اغلب خود عامل آن است – نمي باشد؛ حال آنکه عکس اين مسئله مصداق ندارد. براي رشد موزون شخصيت و جامعه پذيري، هيچ چيز جاي بعضي از محيط هاي عاطفي را نمي گيرد. برخلاف عرف، يک کانون بينوا، نامتحد و الکليک يا بزهکار، مي تواند براي آينده يک طفل محيطي مساعدتر از محيطي باشد که منطقا و به گونه اي نظريه اي قانع کننده، براي تعيين و تربيت خاص او فراهم آمده باشد.
از طريق مشابه، به نظر مي رسد که ادغام رفتار انساني در محيط شهري، شخصاً به نوعي محيط وجودي وابسته است… يک آمايش سالم و يک قطعه بندي منطقي فضاي شهري در نفس خود نمي تواند براي ساکنين احساس امنيت يا آزادي فراواني انتخاب در فعاليت ها، تاثير زندگي و عامل تفريح را تامين کنند. عواملي که براي سلامت جسمي ضروري هستند.”
در سال 1965 مکتب اکولوژي تطبيقي و آسيب شناسي شهري را ” اف، ال، سوتيزر ” براي آگاهي از ساخت اکولوژيکي شهرها مطرح کرد و مراد از آن، به کارگيري مفاهيمي است که به شناخت زندگي مردم در محلات مختلف شهري کمک مي نمايد. براين اساس آسيب شناسي شهري پيدايش، کيفيت، پراندگي جرايم، امراض، ناآرامي هاي شهري را در شهرهاي مختلف جهان مورد بررسي قرار داد.
” تقريبا هم زمان با اين بررسي ها و شايد کمي مقدم بر آن ” جين جيکوب” با زيرکي موضوع وحشي گري خياباني را مورد بررسي قرار داد. ترس از تعدي و آزار از نظر ويدر محيط هاي شهري وجود داشت.اگر مردم به علت مساعد بودن يا ترس، از يک مکان استفاده ننمايند، محيط هاي عمومي از انتفاع خارج مي گردند. جيکوب در سال 1961 روي عملي جهت تامين نظارت و نيز تعريفي منطقه اي که منجر به تمايز بين فضاهاي خصوصي و عمومي شود، براي پيشگيري از جرم تاکيد کرد. در نظريه جيکوب شرط يک همسايگي موفق آن بود که يک شخص بايد در خيابان و در بين غريبه ها، احساس ايمني و امنيت شخصي کند. وي اين طور عنوان مي کرد که علاوه بر تلاش پليس، امنيت عمومي در شهر حاصل يک شبکه پيچيده از معيارها و کنترل هاي اختياري درباره پياده روها و کاربري هاي مجاور مي باشد. در اين نظريه عنوان شد که خيابان هاي يک شهر بايد قسمت اعظم نظارت و کنترل بر غريبه ها را انجام دهد. چرا که خيابان محلي است که غريبه ها در آن آمد و شد مي کنند. وظيفه خيابان ها صرفاً دفاع از شهر در برابر غريبه هاي يغماگر نمي باشد، بلکه بايد از غريبه هاي محترم و طرفدار آرامشي که آن خيابان ها را جهت تضمين امنيت خود انتخاب مي کنند نيز، حمايت کند.”
در واقع جين جيکوب با طرح نظرياتش در کتاب خود تحت عنوان “مرگ و زندگي شهرهاي بزرگ آمريکا”، تاثيري بسيار چشمگير در نظريات جرم شناسي شهري ايفا کرد.
چشمان کساني که مي توان آنها را مالکين خيابان ناميد بايد ناظر و مراقب خيابان باشد. بناهايي که در مجاورت خيابان قرار دارند نيز بايد به سوي آن جهت گيري کنند. اين بناها نبايد به خيابان پشت کنند و نبايد نماهاي کورشان را بدان عرضه کنند. همچنين لازم است که خيابان ها تمايزي صريح بين فضاهاي عمومي و فضاهاي خصوصي ايجاد کند و پياده روها مي بايست به نحو مطلوبي براي استفاده بيشتر و بهتر مردم آماده شوند. بنابراين لازم است خيابان ها در طول پياده روهايشان جذابيت داشته و برخي از مکان هاي عمومي در آن در شامگاهان و شبانگاهان نيز باز شد. از اين رو فروشگاه ها، نوشابه فروشي ها، غذاخوري ها در تامين امنيت پياده رو سهمي واقعي خواهند داشت.
جيکوب در نظريه خود در نقد معماري و شهرسازي مدرن اذعان مي دارد که، جذابيتي که از نگاه انسان ها بر ديگر انسان ها ايجاد شده، به گونه اي غريب از سوي شهرسازان و معماران ناشناخته مانده است. برعکس اين امر، معماران و شهرسازان از انگاره اي حرکت مي کنند که ساکنين شهرها در جستجوي ديدي نامتناهي، نظم و سکوت هستند. امري که به هيچ وجه حقيقت ندارد. يک خيابان زنده، هميشه و به گونه اي همزمان، استفاده کنندگان و تماشاچيان را داراست و به تعبير ديگر انسان براي احساس امنيت خود، انسان را مي جويد.
جيکوب در نظريه خود، پارک هاي شهري را محيطي مساعد براي بزهکاري نوجوانان بر مي شمارد و منطقه بندي شهر را از نظر گاه امنيتي و انساني براي شهرها فاجعه بار مي خواند.”
در سال 1971، هنگامي که ري جفري81 براي اولين بار مقاله” پيشگيري از جرم توسط طراحي محيطي82″ را منتشر کرد، نقطه عطف مهمي در ارتباط با بررسي ناهنجاري هاي اجتماعي، اعمال غيرقانوني و رفتارهاي آنوميک پديد آمد. در حالي که تا قبل از آن، ديدگاه غالب در مطالعه مباحث جرم شناسي، مطالعه خود جرم بود، اين مقاله سبب توسعه تئوري جرم شناسي شد. ولي علي رغم تلاش ها و پيگيري هاي او و همچنين با توجه به سير تکاملي نظريه، بسياري از جرم شناسان ابتکار و تلاش هاي او را ناديده گرفتند.
بعضي از آنها حتي حاضر به آگاهي يافتن از اين نظريه نشدند، بعضي ديگر از آنها آشکارا اين نظريه را نپذيرفتند و بسياري از آنان به اين نظريه کم توجهي کردند. اگر چه نظريه بديع جفري به تدريج در زمينه جرم شناسي در بين دانشگاهيان بسيار معروف شد و در ميان نمايندگان دولتي، طراحان معماري، شخصيت هاي حقوقي و مسئولان پيشگيري از وقوع جرم نفوذ بسيار کرد، اما تلاش وي در تکامل و عملي کردن آن طي بيست و پنج سال در حوزه جرم شناسي کماکان از سوي جرم شناسان با حداقل توجه معطوف گرديد.(رابينسون، 1996:1)
براين اساس بود که متيو اورابينسون83 در سال 1996 ، مقاله اي در خصوص بررسي علل عدم نفوذ نظريه جفري در بين نظريه
هاي جرم شناسانه ارائه داد. وي در اين مقاله ضمن بررسي ريشه هاي نظريه جفري، عکس العمل هاي متفاوتي را که دولت مردان، معماران، اشخاص حقوقي و دانشگاهي و مسئولان مربوطه نشان دادند را مورد بررسي قرار داد. اين عکس العمل ها، طي مدت بيست و پنج سال به مفهوم کلي نظريه اي تحت عنوان (CPTED) تبديل شده و سير تکاملي داشته است.

2-4-1-2- CPTED چيست؟
در چارچوب مجموعه نظريه هاي CPTED ، تلاش زيادي براي فهم رابطه مکان و جرم بعمل آمده است. انديشه هاي جفري و جيکوب در شکل گيري و توسعه آن نقش بنيادي داشته است. CPTED يک پيشنهاد روش شناسي طراحي است که بر اساس آن با به کارگيري طراحي مناسب و هدفمند محيط انسان ساخت، معماران و شهرسازان مي توانند مجال ترس از جرم و تبهکاري را کاهش داده و کيفيت زندگي را بهبود بخشند( اطلس84، 11:1999).
در واقع هدف نظريه پيشگيري از جرم از طريق طراحي محيطي، مشخص کردن شرايط کالبدي و محيط اجتماعي است که امکان و يا تسريع در ارتکاب جرم را فراهم مي

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu