پایان نامه با کلید واژگان تفکر انتقادی، سلامت اجتماعی، هویت دینی، یشرفت تحصیلی

انتقادی در دانشگاه دولتی ایالات نویز امریکا 198 دانشجوی کارشناسی بهداشت محیط انتخاب کردند. نتایج آن گرایش مثبت دانشجویان بود. در بررسی مولفه‌های تفکر انتقادی تقریبا نصف آنها در آیتم حقیقت جویی ضعیف بودند.
گینک و شیل97 (2002) در پژوهش با عنوان میزان کسب مهارت‌های تفکر انتقادی فراگیران در دوره کارشناسی نشان دادند تنها 20 درصد از دانشجویان دروه کارشناسی به تفکر انتقادی پاسخگو بودند و این نشان دهندهی عدم شایستگی کافی در تفکر انتقادی، قضاوت و تصمیمگیری آنها است.
ارین و ویفرد98(1993) هدف پژوهش آنها بررسی تاثیر تمرینات تفکر انتقادی بر چگونگی درک مطلب ارزشیابی و استدلال در میان دانشجویان بود تمریتات باعث افزایش درک مطلب شد اما در ارزشیابی و استدلال تفاوت چشمگیر و معنادار نبود.
رابرت و دیر99(2009) به بررسی ارتباط خودکارآمدی، انگیزش، تمایلات تفکر انتقادی و موفقیت تحصیلی پرداختند. نتایج نشان داد میان خودکارآمدی و تمایلات تفکر انتقادی و همچنین میان انگیزش و تمایلات تفکر انتقادی همبستگی بالایی وجود دارد ( به نقل از فرهادی نیا، 1391).
بررسی پیشینهی پژوهش در ایران نشان میدهد که در حیطه مهارتهای شناختی در قالب مفاهیم مختلف از جمله تفکر انتقادی چندین کار پژژهشی انجام شده است که این جا به طور مختصر به چند پژوهش اشاره میشود:
علیوندی وفا (1384) پژوهشی انجام داده است که هدف آن بررسی رابطهی تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان بوده است. نتایج این پژوهش نشان داد که رابطهی مثبت و معنیداری بین میزان تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی حاکم است. همچنین میزان نمرات تفکر انتقادی در دانشجویان سه گروه علوم انسانی، فنی- مهندسی  و علوم پایه متفاوت است؛ ولی این تفاوت از نظر آماری معنیدار نیست. از طرفی تفاوتی بین میزان تفکر انتقادی در دانشجویان دختر و پسر موردتایید قرار نگرفته است.
نتیجهی یافتههای (کرمی، 1392) در پژوهشی با عنوان شناسایی و اعتبارسنجی نشانگان و مولفههای رفتاری موثراساتید دانشگاهی در شکلگیری تفکر انتقادی دانشجویان، نشان داد علاوه بر تدریس محتوای درسی، نحوهی به کارگیری مهارتهای تفکر انتقادی در آن موضوع نیز باید آموزش داده شود تا علاوه بر به کارگیری قوای فکری دانشجویان، مطالعات مستقل آنها توسعه یابد. به هر حال میتوان با برنامه ریزی صحیح و به کارگیری راهبردهای خاص به آموزش مهارتهای تفکر انتقادی در قالب رشتهی تحصیلی پرداخت.
جواد زاده شهشهانی (1383) یک پژوهشی کیفی با هدف بررسی هویت دینی و تفکر انتقادی و رابطهی این دو در دانشجویان 22-20 ساله انجام داده است. نتایج تحلیل کیفی و محتوای مصاحبهها نشان داد کسانی که مهارت تفکر انتقادی به خوبی استفاده کرده یا میکنند از هویت دینی شکل یافتهتری برخورداند و یا اینکه مراحل جستجو برای دستیابی به هویت دینی شکل یافته  را طی میکنند. همچنین در این تحلیل،  عواملی که بر شکلگیری هویت دینی افراد وچگونگی رشد تفکر انتقادی در افراد موثر بوده است. اسلامی (1382) در رابطه با متغیر تفکر انتقادی الگوی برای طراحی و اجرای برنامه خواندن انتقادی و بررسی اثر آن بر تفکر انتقادی ونوشتن تحلیلی ارائه داده است، هدف آن بررسی میزان تاثیر این برنامه به تقویت تفکر انتقادی را به عنوان یک مهارت کلی و مهارتهای استنباط وتحلیل را به عنوان خرده مهارت در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه به طور معنی داری تقویت کرده است. اما مهارت ارزشیابی در گروه آزمایش تفاوت معنیداری  با گروه گواه نشان نداده است
یافته‌های پژوهش بدری گرگری و فتحیآذر (1386) نشان داد که نوع روش تدریس تاثیر بسزایی در آموزش مهارت‌های تفکر انتقادی دارد. همچنین روش مبتنی بر حل مسئله گروهی تاثیر بیشتری بر یادگیری مهارت‌های انتقادی داشت. در پژوهش رشیدیان (1388) که به مقایسه تفکر انتقادی و خلاقیت در دانشآموزان مدارس استعداد درخشان با دانش آموزان عادی پرداختند نتایج نشان داد بین میانگین مهارت‌های تفکر انتقادی دانش آموزان پسر تیزهوش و دختر تیزهوش و دختر عادی و پسر عادی تفاوت معناداری وجود دارد. یعنی دانشآموزان پسر عادی نسبت به دانش‌آموزان دختر عادی و دختر تیزهوش و پسر تیزهوش از مهارت‌های تفکرانتقادی بیشتری برخورداند. همچنین بین دانش‌آموزان دختر و پسر از نظر مهارت‌های تفکر انتقادی تفاوت وجود ندارد. یعنی دختر وپسر از نظر مهارت‌های تفکر انتقادی تقریباً در یک سطح هستند و این امر نشان میدهد که مهارت تفکر انتقادی در دختران  و پسران  را در یک سطح را نشان میدهد. بیگدلی (1384) با بررسی رابطهی تفکر انتقادی با عزت نفس و پیشرفت تحصیلی در دانشجویان کارشناسی علوم انسانی و فنی-مهندسی دانشگاه تهران دریافت تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی و عزت نفس ارتباط تعاملی با یکدیگر دارند. دانشجویا فنی-مهندسی از تفکر انتقادی بالاتری به نسبت دانشجویان علوم انسانی برخوردارند.
عباسی (1380) به بررسی مهارتهای موثر بر پرورش تفکر انتقادی در برنامهی درسی جامعه شناسی در دورهی متوسطه پرداخت. وی از کتاب جامعهشناسی سال دوم دبیرستان در جهت تدریس به شیوهی حل مساله استفاده کرد. نتایج نشانگرکارایی و اثربخشی عمل آزمایشی بوده و مهارتهای تحلیل، ترکیب، ارشیابی و استنباط و جمع بندی تفکر انتقادی در این دانشآموزان تقویت شد.

2-11- جمع بندی
سبک‌های هویت می‌توانند از جمله عواملی باشند که با سلامت اجتماعی افراد ارتباط قوی داشته ب
اشد هنگامی که فرد به یک هویت منسجم و محکم دست مییابد به ارزشها، هنجارهای اخلاقی و اجتماعی پایبند میشود. این از سویی سلامت روانی فرد تامین میشود و از سوی دیگر سلامت اجتماعی وی قابل تضمین و پیشبینی خواهد شد چنانجه از پژوهشها تحقیقات به عمل آمده در این زمینه برمیآید افرادی با سبک هویت هنجاری و اطلاعاتی به دلیل دارا بودن استقلال و عزت نفس بالا و همچنین منبع کنترل درونی، از روابط اجتماعی قوی برخوردار هستندو این فرد از سلامت روانی و متعاقبا سلامت جسمی و هم چنین سلامت اجتماعی بالاتری برخوردار است.
به عنوان مثال از جمله این پژوهشها می‌شود (حجازی و همکاران، 1388)( برزونسکی،1998،1992؛ برزونسکی و فراری،1996؛ به نقل از حجازی، فرتاش، 1382) افرادی که از ساختار هویتی محکمی برخوردارند از مشارکت اجتماعی و در کل از سلامت اجتماعی بیشتری برخوردارند.به دلیل آن که پذیرش و تحمل بالای این افراد نسبت به افراد و موقعیت‌های جدید و مبهم، میل به بررسی اطلاعات مثبت و منفی و اتخاذ دیدگاههای غیر دو بعدی و غیر جزمی ثابت باعث افزایش مشارکت و در نتیجه سلامت اجتماعی آنان می‌شود.
و یا مطابق یافتههای پژوهش (فارسی‌نژاد، 1386) افراد صاحب سبک مغشوش/ اجتنابی تا جایی که از یک میزانی از یک تعهد برخوردارند مشارکت، انطباق اجتماعی و در کل سلامت اجتماعی بیشتری خواهند داشت و به محض این که این تعهد ضعیف می‌شود مشارکت و انطباق اجتماعی پایین‌تری خواهد داشت به دلیل آن که، احساس مسئولیت اجتماعی در آنها پایین میآید و این که رفتار این افراد بر اساس انتظارات فوری، عوامل موقعیتی و لذت‌طلبی تعیین می‌شود و درکشان از هویت مبتنی بر عناصر خود بوده است.
افراد هنجاری، به واسطهی نیاز به تایید دیگران از انطباق اجتماعی بیشتری برخوردارند اما در افرادی که هنوز به هویتی منسجم و پایدار نرسیدند و به اصطلاح دارای سبک هویت سردرگم/ اجتنابی هستند علائمی از افسردگی، تشویش و نگرانی، اهداف نامشخص، روابط ضعیف اجتماعی با منبع کنترل بیرونی را از خود نشان میدهند اینگونه افراد سلامت اجتماعی پایینتری دارند از طرفی خود شکلگیری هویت تحت تاثیر عوامل زیادی قرار میگیرد از جمله این عوامل جنسیت، سن، طبقه اجتماعی، محیطی که فرد در آن رشد کرده و از طرفی دیگر ویژگیهای شخصیتی و رشد شناختی فرد نیز تاثیر گذارند محققان بسیاری در زمینههای روانشناسی اجتماعی، جامعهشناسی، روانشناسی شخصیت…….بعد از نظریه اریکسون که در سال 1968 مطرح شد به موضوع هویت مسیر و فرایند طی شدن آن و همچنین، عوامل تاثیرگذار بر آن که باعث میشوند فرد به یک هویت موفق و بهنجار برسد و یا برعکس او را از رسیدن به چنین هویتی باز دارد کار شده است و در پی آن راهکردهایی نیز ارائه دادهاند که فرد را در رسیدن به هویتیافتگی یاری میدهند از جمله این راهها توجه به رشد شناختی و چندبعدی بودن مقوله تفکر بویژه عنایت به تفکر انتقادی است فرد در اوائل نوجوانی و جوانی به طور طبیعی در تلاش برای رسیدن به یک هویت و یه اصطلاح تعریفی از خود دست میزند انتخابهایی که به تعریف هویتش کمک میکند را گزینش میکند در عصر حاضر با فرایندسریع تکنولوژی و صنعتی شدن، حجم بالای اطلاعات، وجود اینترنت و دیگر رسانهها، گزینش و تشخیص یک انتخاب مناسب دشوار به نظر میرسد در این بین وجود احساسات و شور جوانی و دخالت دادن و یا اشتباه در محاسبات فکری، تشخیص درست یا غلط بودن چنین انتخابهایی به مشکل برمیخورد داشتن تفکر انتقادی و استفاده از مهارتهای آن میتواند به تشخیص نقاط قوت و ضعف یک انتخاب، جلوگیری از پیشداوری و قضاوت و یا به تعلیق انداختن آن و ارائه راهحلهای حل مسئله به فرد فرصت انتخاب درست و گزینش بهترینایی که مورد قبول اجتماع و سلامت شخصیت و زندگی روزمره وی، کمک شایان کند و کیفیت زندگی و رضایتمندی را برایش افزایش دهد در این صورت به افزایش سلامت اجتماعیاش هم کمک میکند. پژوهشهایی نیز در این راستا صورت گرفته است از جمله (حجازی و برجعلی، 1388) نتایج یافته های آنان به طور خلاصه چنین حاصل شد؛ که مولفه‌های تفکر انتقادی(جستجوگری حقایق، نظامندی، و تحلیلگری) برسبک‌های هویت اطلاعاتی تاثیری مستقیم و معنادار دارد. از دیگر نتایج این پژوهش تاثیر مستقیم و معنادار تفکر انتقادی (نظامندی و تحلیلگری) بر سبک هویت هنجاری است دلیل این که، کاوشگری در افراد هنجاری بسیار پایین بوده است چون آنان کمتر در پی بازبینی اطلاعات هستند. مولفه‌های تفکر انتقادی بر سبک هویت مغشوش/ اجتنابی اثر مستقیم و معکوس دارند. علت این امر شاید آن باشد که افراد با هویت مغشوش/ اجتنابی در تصمیم‌گیری بیشتر به مقضیات و پیامدهای محیطی تاکید داشته و از راهبردهای نامطلوب استفاده می‌کنند.

فصل سوم: روش پژوهش

3-1. مقدمه
با توجه به آن که پژوهش حاضر جهت شناخت نوع ارتباط بین متغیرها انجام گرفته است پژوهش از نوع همبستگی (غیرآزمایشی) است. و به اقتضای آن از سه پرسشنامهی استاندارد شده استفاده شد. چون دادهای حاصل از طیف لیکرت به دست امدند جهت پایایی آنها از تتای ترتیبی استفاده شد که به تازگی این روش جایگزینی مناسب برای آلفای کرونباخ معرفی شده است. جهت پاسخدهی به سه فرضیه پژوهش، از روش آماری رگرسیون سلسه مراتبی و نرمافراز (spss) به کار برده شد. جامعه و نمونه پژوهش و توضیحات بیشتر مربوط به روش پژوهش حاضر مفصلتر در ادامه شرح د
اده خواهد شد.

3-2- جامعهی آماری
این پژوهش در سال تحصیلی 93-94 انجام شده است جامعهی آماری در این پژوهش دانشجویان دانشگاه خوازمی واحد کرج است متشکل از 10دانشکده است و بر اساس آخریت اطلاعات در حدود 8000 نفرگزارش شده است.
دانشجویان دانشگاه خوارزمی=M

3-3- نمونهی آماری و روش نمونهگیری
تحلیل روابط بین متغیرها به تعداد 5 الی 20 برابر تعداد پرسشهای، پرسشنامه آزمودنی مورد نیاز است بر این اساس و با توجه به امکانات پژوهشگر حدود 350 نفرازدانشجویان مورد نیاز است(هومن، 1379). که همین تعداد در نظر گرفته شد که 15 مورد آن تکمیل نشده بود و ریزش محسوب شد.
350=N

3-4- نوع و روش پژوهش
از آنجا که هدف پژوهش شناخت روابط بین سبکهای هویت و سلامت اجتماعی به واسطهی تفکر انتقادی است لذا غیر ازمایشی و از نوع همبستگی است که طی آن پژوهشگر بدون دستکاری متغییرها سعی دارد روابط متغییرها را مطالعه کند.

3-5- ابزارهای

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu