پایان نامه ارشد با موضوع اسيدساليسيليک، محلولپاشي، هيبريد، بلال

دانلود پایان نامه

استفاده گرديد.

3- 9. صفات مورد مطالعه:
اندازه گيري صفات گياه طي دو مرحله رسيدگي فنولوژي انجام گرفت:
1- اندازه گيري بعد از برداشت كه عبارت بودند از: ارتفاع بوته، قطر ساقه، قطر بلال با پوشش، وزن تر هر بوته، عملكرد علوفه تر در هکتار، وزن خشک تک بوته، عملکرد علوفه خشک در هکتار، نسبت وزن تر بلال به كل، نسبت وزن تر برگ به كل، نسبت وزن تر ساقه به كل، فاصله بلال تا سطح زمين، تعداد بلال در بوته و تعداد بلال در متر مربع.
2- اندازگيري شاخص هاي رشد كه عبارتند از : شاخص سطح برگ (LAI) در مرحله ظهور گل آذين.
3- اندازه گيري هاي كيفي كه عبارتند از: ميزان ماده خشک توليدي، درصد پروتئين، ميزان قند، مقدار فيبر و خاكستر در اندام هوايي.

3-10. اندازه گيري شاخص سطح برگ:

در اندازه گيري هاي شاخص هاي رشد، تغييرات سطح برگ و ماده خشك در مرحله ظهور تاسل اقدام به نمونه برداري 5 بوته متوالي از رديف 2 يا 3 هر تيمار پس از حذف اثر حاشيه از سطح خاك برداشت اندام هوايي مختلف شامل برگ ، ساقه، بلال و تاسل تفكيك شد و سطح برگ با دستگاه Leaf Area meter محاسبه شد. آنگاه كليه اندام ها به تفكيك در درون پاكت هاي كاغذي قرار گرفته و در آون با درجه حرارت 90 درجه به مدت 48 ساعت خشك شد. اندام هاي خشك شده در آون با ترازوي حساس با دقت 1/0 گرم توزين مي گرديد.

شکل1- تصوير دستگاه Leaf Area meter مستقر در آزمايشگاه فيزيولوژي واحد دامغان

3-11. اندازه گيري كيفيت علوفه :
در سالهاي اخير تکنولوژي طيف سنجي مادون قرمز نزديک (1NIR) توسعه فراواني يافته و اندازه‌گيري ترکيبات فرآورده‌هاي زراعي و دامي با اين سيستم امکان پذير شده است. در برنامه‌هاي اصلاحي که معمولاً تعداد زيادي از افراد جمعيت‌ها بصورت تک بوته ارزيابي مي‌شوند و مقدار ماده خشک هر بوته براي اندازه‌گيري به روش‌هاي شيميائي کافي نمي‌باشد و از طرف ديگر اندازه‌گيري صفات کيفي به روش شيميائي بسيار پر‌هزينه مي‌باشد. بنابراين، استفاده از تكنولوژي NIR کارايي بيشتري دارد و ضمن کاستن از هزينه‌هاي آزمايشات باعث سرعت عمل در اندازه‌گيري ها نيز مي‌گردد.
تکنولوژيNIR بر اساس جذب و انعکاس اشعه مادون قرمز در طول موجهاي بين2500-700 نانومتر استوار است. در اين روش اشعه برجسم تابانيده مي‌شود و انرژي منعکس شده(R) از نمونه بر اساسLogL/R اندازه گيري مي‌شود و بر اساس برازش معادلات خطي رگرسيوني چند متغيره بين انرژي‌هاي منعکس شده از جسم و داده هاي شيميايي دستگاه کاليبره مي‌شود (جعفري و همکاران، 2003). دقت NIR بستگي به دقت در کاليبراسيون آن دارد. بنابراين، روش‌هاي استاندارد آزمايشگاهي بايد دقيق و استاندارد باشند و نمونه‌هاي علوفه مورد استفاده بايستي دامنه کافي براي صفات داشته باشند، به همين جهت نمونه ها از مراحل مختلف رويش گياه، چين، سال و مکانهاي متفاوت جمع‌آوري مي‌كنند. در كاليبراسيون NIR ابتدا با استفاده از طول موج‌هاي مختلف چندين معادله رگرسيوني برازش داده مي‌شوند و بر اساس پارامتر‌هاي آماري هريک از معادلات از قبيل ضرايب همبستگي و اشتباه استاندارد بهترين معادله براي کاليبراسيون NIR انتخاب مي‌شود. پس از كاليبراسيون دستگاه NIR ، اندازه گيري صفات كيفي ذيل در آزمايشگاه مؤسسه تحقيقات جنگلها و مراتع بر اساس روش ارائه شده توسط Jafari و همكاران (2003) و جعفري (1380) انجام شد.
* درصد ماده خشك قابل هضم2 DMD
* درصد قندهاي محلول در آب3WSC
* درصد پروتئين خام4 CP
* درصد ديواره سلولي منهاي همي سلولز5 ADF
* درصد خاكستر كل6 ASH
* درصد فيبرخام7 CF

شکل 2- تصوير دستگاه NIR

3-12. محاسبات آماري:
تجزيه و تحليل آماري داده ها با استفاده از نرم افزار آماري SAS انجام و مقايسه ميانگين ها نيز با استفاده از آزمون LSD در سطح احتمال 5 درصد انجام شد و رسم نمودار ها با نرم افزار Excell صورت گرفت.

فصل چهارم
تجزيه و تحليل دادهها

4-1 ارتفاع بوته
ارتفاع بوته از نظر آماري تحت تأثير تاريخ کاشت و اثر متقابل تاريخ کاشت× محلولپاشي اسيدساليسيليک به ترتيب در سطح احتمال 1 و 5 درصد اختلاف معني داري را از خود نشان داد (جدول1). بيشترين ارتفاع بوته به ترتيب در تاريخ کاشت دوم (5 مرداد ماه) و محلولپاشي اسيدساليسيليک با غلظت 1 ميلي مولار برابر با 576/148 و 966/132 سانتيمتر بدست آمد (جدول2). حداکثر اثر متقابل تاريخ کاشت× رقم بر روي ارتفاع بوته در تاريخ کاشت دوم (5 مرداد ماه) با رقم سينگل کراس 704 برابر با 3/150 سانتي متر بدست آمد (جدول3). براساس جدول 4 بيشترين ارتفاع بوته تحت اثر متقابل تاريخ کاشت× محلولپاشي اسيدساليسيليک در تاريخ کاشت دوم (5 مرداد ماه) با محلولپاشي اسيدساليسيليک در غلظت صفر ميليمولار برابر با 5/135 حاصل شد. حداقل ارتفاع بوته تحت اثر هيبريد× محلولپاشي اسيدساليسيليک در هيبريد 504 با غلظت 1 ميليمولار اسيدساليسيليک برابر با 3/124 سانتيمتر حاصل گرديد و همچنين حداکثر ارتفاع بوته تحت محلولپاشي 1 ميليمولار اسيدساليسيليک در هيبريد 704 برابر با 6/141 سانتي متر بدست آمد (جدول5). کمترين وبيشترين ارتفاع بوته تحت اثرات سه عاملي تاريخ کاشت× هيبريد× محلولپاشي اسيدساليسيليک در تاريخ کاشت اول (15 تير ماه) با محلولپاشي صفر ميليمولار اسيدساليسيليک بر روي هيبريد 504 برابر با 1/103 سانتي
متر و بيشترين ارتفاع بوته مربوط به تاريخ کاشت دوم (5 مرداد ماه) با محلولپاشي 1 ميليمولار اسيدساليسيليک بر روي هيبريد 504 برابر با 2/159 سانتيمتر بدست آمد (جدول6). Williams and lindquist (2007) از طرفي شاهد عدم تغيير معنيدار بيوماس ذرت در دو تاريخ کاشت ميباشيم که عدم تغيير بيوماس نشان دهنده اين موضوع است که شايد در تاريخ کاشت دوم گياه با توجه به گرم شدن هوا توانسته با سرعت بيش تري ميزان تجمع حرارتي خود را افزايش دهد. اختلاف ارتفاع مشاهده شده بين دو تاريخ کاشت ممکن است با دما در ارتباط باشد. نتايج آزمايش Williams and lindquis ((2007 نشان داد تأخير در زمان کاشت موجب افزايش 13 تا 24 سانتي متري ارتفاع ذرت شد. نتايج ساير تحقيقات نيز نشان داده است که ارتفاع بيش تر به عنوان يک برتري در تاريخ کاشت به شمار مي رود (Evans et al, 2003). رحماني و همکاران (1388) گزارش دادند بلند ترين ارتفاع بوته در تاريخ کاشت آخر، سوم مرداد با ميانگين 2/162 سانتي متري و کوتاهترين ارتفاع بوته در تاريخ کاشت اول بيست و پنجم خرداد با ميانگين 106 سانتي متر بدست آمدکه مطابق با اين تحقيق مي باشد. احمدزاده (1386) در بين هيبريدهاي سينگل کراس 704، سينگل کراس 666 و سينگل کراس 504 بيشترين ارتفاع بوته را مربوط به هيبريد سينگل کراس 704 و مترين آن متعلق به هيبريد سينگل کراس 504 گزارش داد و اعلام کرد هيبريدهاي ديررس و هيبريدهاي زودرس کمترين ارتفاع بوته را به خود اختصاص ميدهند. فيض بخش و همکاران (1389) بيشترين ارتفاع بوته را در تاريخ کاشت تابستانه (2/252 سانتي متر) را در بررسي هاي خود گزارش نمود درجات حرارت بالا بعد از سبز شدن باعث افزايش رشد ذرت مي گردد (نورمحمدي و همکاران، 2001) و در نتيجه در دوره رشد رويشي و زايشي کوتاهترين مي شود اين در حالي است که مقدار گرماي بيشتري را در مدت زمان کمتري نسبت به کشت بهاره دريافت نموده است. باصفا (1377) نيز گزارش داد ارتفاع بوته با ديرسي و زودرسي هيبريدها تغيير مي کند بطوريکه هرچه هيبريد ديرس تر مي باشد ارتفاع بوته نيز بيشتر مي شود. کريمي (1386) نيز عنوان تأخير در مراحل فنولوژيکي ذرت با طولاني کردن دوره رشد رويشي هر مرحله باعث افزايش ارتفاع بوته آن مرحله مي شود. در بررسي محققان بيان شده است اما احتمال داده مي شود که اسيدساليسيليک طويل شدن و تقسيم سلولي را به همراه مواد ديگري از قبيل اکسين تنظيم مي نمايد (Shim et al, 1999). در نتيجه تيمار گياه با اسيدساليسيليک منجر به افزايش رشد طولي مي شود به نظر ميرسد که افزايش طول ساقه تحت تأثير ساليسيليک اسيد در شرايط تنش مي باشد. زيرا تنشهاي محيطي سبب کاهش تقسيم سلولي ميشوند (Liu et al, 2003, 2004). نتايج سالها تحقيق نشان ميدهد که اسيدساليسيليک موجب افزايش رشد اندام هوايي و ريشه و توليد بيوماس در گونههاي مختلف گياهي ميشود گزارش شده است که اسيدساليسيليک موجب رشد اندام هوايي ميگردد (Metwally et al, 2003؛ Khodari, 2004). Khan et al (2003) بيان نمود که اگرچه محلول پاشي اسيد ساليسيليک و استيل ساليسيک اسيد (m/l 5-10 و 3-10) بر گياه ذرت و سويا در ميزان ارتفاع گياه وطول ريشه تأثيري نداشت اما موجب افزايش سطح برگ شد (دولت آباديان و همکاران، 1387).

4-2 قطر ساقه:
اين صفت تحت تأثير تاريخ کاشت قرار گرفت و از نظر آماري در سطح احتمال 5 درصد اختلاف معني داري را از خود نشان داد (جدول1). بيشترين قطر ساقه در تاريخ کاشت دوم ( مرداد ماه) برابر با 958/18 ميلي متر بدست آمد (جدول2). در بررسي اثر متقابل تاريخ کاشت× هيبريد بيشترين قطر ساقه در تاريخ کاشت دوم (5 مرداد ماه) و هيبريد 504 برابر با 02/19 بدست آمد و کمترين قطر ساقه تحت اثر متقابل تاريخ کاشت× هيبريد در تاريخ کاشت اول (15 تير ماه) با هيبريد 504 برابر با 97/15 بود (جدول3). در جدول 4 حداکثر ميزان قطر ساقه تحت اثر متقابل تاريخ کاشت× محلولپاشي اسيدساليسيليک در تاريخ کاشت دوم (5 مرداد ماه) با محلولپاشي اسيدساليسيليک در غلظت 1 ميليمولار برابر با 77/31ميليمتر مشاهده شد. مطابق جدول 6 بيشترين قطر ساقه تحت اثرات سه عاملي تاريخ کاشت× هيبريد× محلولپاشي اسيدساليسيليک در تاريخ کاشت دوم (5 مرداد ماه) با محلولپاشي 1 ميليمولار اسيدساليسيليک بر روي هيبريد 704 برابر با 10/20 ميليمتر حاصل گرديد و کمترين قطر ساقه مربوط به تاريخ کاشت اول (15 تير ماه) با محلولپاشي صفر ميليمولار اسيدساليسيليک بر روي هيبريد 504 برابر با 29/15 ميليمتر بدست آمد.
رحماني و همکاران (1388) گزارش دادند قطر ساقه تحت تأثير تاريخ کاشت قرار گرفت که با نتايج طباطبايي و همکاران (1389) مطابقت دارد. در بررسي فيض بخش و همکاران (1389) به اين نتيجه رسيدند که بيشترين قطر ساقه از تاريخ کاشت بهاره به ميزان 2/24 ميلي متر بدست آمد. قطر ساقه به عنوان يکي از مشخصه هاي رشد است که مي تواند تحت تأثير عوامل مختلف از قبيل تاريخ کاشت قرار گيرد (Ayub et al, 2003).
ايران نژاد و همکاران (1388) بيان نمود اثر تاريخ کاشت بر قطر ساقه معنيدار است و بيشترين قطر ساقه در تاريخ کاشت دوم (از بيست و دوم خرداد تا يازدهم تير) اختصاص داشت. اثر تاريخ کاشت بر صفات ارتفاع بوته ، قطر ساقه و مدت زمان لازم براي ورود به هر يک از مراحل فنولوژيکي عملکرد دانه معنيدار شد (اکبري و همکاران، 1388). محمدي عيسي آبادي و آقا علي خاني (1388) در جمع بندي نتايج خود دريافتند که عامل تاريخ کاشت صفات فنولوژيک را به طور معني داري تحت تأثير قرار ميدهد و همچنين تأثير معني داري روي قطر ساقه و ارتفاع بوته و تعداد پا جوش ذرت دارد.

4-3 قطر بلال با پو
شش:
در ميان منابع تغييرات قطر بلال با پوشش تحت تأثير تاريخ کاشت، هيبريد و محلولپاشي اسيدساليسيليک به ترتيب در سطح احتمال آماري 1 و 5 درصد قرار گرفت (جدول1). مقايسه ميانگينهاي اثر متقابل نشان داد که حداکثر قطر بلال با پوشش در تاريخ کاشت دوم (5 مرداد ماه) برابر با 897/42 ميليمتر بدست آمد، بيشترين قطر بلال با پوشش تحت غلظت 1 ميليمولار اسيد ساليسيليک و هيبريد 504 به ترتيب برابر با 814/29 و 762/29 ميلي متر بود. و کمترين قطر بلال در غلظت صفر ميليمولار اسيدساليسيليک و هيبريد 704 به ترتيب برابر با 509/27 و 563/27 ميليمتر بدست آمد (جدول2). همچنين حداکثر قطر بلال با پوشش تحت اثر متقابل تاريخ کاشت× هيبريد در تاريخ کاشت دوم (5 مرداد ماه) و هيبريد 704 برابر با 91/31ميليمتر بدست آمد (جدول3). مطابق با جدول 4 بيشترين و کمترين اثر متقابل تاريخ کاشت× محلولپاشي اسيدساليسيليک به ترتيب در تاريخ کاشت دوم (5 مرداد ماه) با محلولپاشي اسيدساليسيليک در غلظت 1 ميلمولار و تاريخ کاشت اول (15 تير ماه) با محلولپاشي صفر ميليمولار اسيدساليسيليک برابر با 77/31 و 62/24 نتيجه شد. همچنين حداقل قطر بلال با پوشش تحت اثر متقابل هيبريد× محلولپاشي اسيدساليسيليک در رقم 504 با غلظت 1 ميليمولار اسيدساليسيليک برابر با 10/26 ميليمتر حاصل گرديد (جدول5). حداکثر قطر بلال با پوشش تحت اثرات سه عاملي تاريخ کاشت× هيبريد × محلولپاشي اسيدساليسيليک در تاريخ کاشت دوم (5 مرداد ماه) با محلولپاشي 1 ميلي مولار اسيدساليسيليک بر روي هيبريد704 برابر با 47/33 ميلي متر حاصل گرديد (جدول6). Lawson (2006) قطر بلال براي هيبريد هاي ذرت Temptotion Revelation و Gateway را به ترتيب 94/1، 87/1 و 72/1 اينچ گزارش کرد. در آزمايشي که Oktem et al(2004) در مرکز تحقيقاتي کشاورزي دانشگاه هاران در ترکيه بر روي رقم ذرت شيرين (Zea mays L. var. Succharata sturt) در 8 تاريخ کاشت (6 و 12 May، 5 و 21 July، 5 و 20 June، 4 و 20 Aug) انجام شد مشخص گرديد که تاريخ کاشت 5 مرداد ماه از نظر عملکرد بلال، قطر بلال و وزن تک بلال معني دار بودند.

4-4 فاصله بلال از سطح زمين:
اين صفت از نظر آماري تحت تأثير تاريخ کاشت و اثر متقابل تاريخ کاشت× محلولپاشي اسيدساليسيليک در سطح احتمال 5 درصد اختلاف معني داري را از خود نشان داد (جدول1). بيشترين فاصله بلال از سطح زمين در تاريخ کاشت دوم ( 5 مرداد ماه) و محلولپاشي اسيدساليسيليک با غلظت 1 ميلي مولار به ترتيب برابر با 400/46 و 825/43 سانتيمتر بدست آمد (جدول2). در بررسي اثر متقابل تاريخ کاشت× هيبريد بيشترين فاصله بلال از سطح زمين در تاريخ کاشت دوم (5 مرداد ماه) و هيبريد 704 و کمترين فاصله بلال از سطح زمين آمد در تاريخ کاشت اول (15 تير ماه) با هيبريد 504 به ترتيب برابر با 44/47 و 01/38 سانتيمتر بود (جدول3). بيشترين فاصله بلال از سطح زمين اثر متقابل تاريخ کاشت× محلولپاشي اسيدساليسيليک در تاريخ کاشت دوم (5 مرداد ماه) با محلولپاشي اسيدساليسيليک در غلظت صفر ميليمولار برابر با 94/47 حاصل شد (جدول4). کمترين فاصله بلال از سطح زمين تحت اثر رقم× محلولپاشي

پاسخی بگذارید

بستن منو