نقش تکنولوژیهای نوین ارتباطات در روابط بین الملل با رویکرد صاحبنظران- قسمت ۱۱

اغلب نهادهایی که بر زندگی مردم تأثیر می گذارد خارج از دسترس آنها هستند و این به معنی عدم آگاهی مردم از کارکرد این نهادها  و عدم مشارکت کامل فردی و اجتماعی مردم در آنها است.
این امر به خودی خود موجبات سوء استفاده نهادها و دولت ها را از نادانی و نا آگاهی مردم فراهم ساخته و باعث باقی نگه داشتن آنها در عقب ماندگی می شود.در شرایطی که امروزه رسانه ها می توانند این نیاز ها را بر طرف کنند با مسائلی روبرو هستند این مسائل از دو دیدگاه مورد بررسی قرار گرفته اند.
۱٫نخستین دیدگاه که موانع دسترسی آزادانه رسانه ها و مردم را به اطلاعات و حق برقراری آزادانه ارتباطات را مورد بررسی قرار می دهد نیازهای ارتباطی را از دو جنبه مورد ملاحظه قرار داده است.
الف – آزادی رسانه ها به عنوان معیاری برای اندازه گیری میزان دموکراسی در یک جامعه.
در جوامع دموکراتیک با تضمین قانونی مسائل حرفه ای ، حقوقی و امنیت شغلی روزنامه نگاران و سایر دست اندرکاران   رسانه ها شرایط فعالیت آزادانه آنها فراهم شده است . در دهه ۷۰ میلادی طی کنفرانس های متعددی سرنوشت رسانه ها و نقش آنها در جامعه و در آینده اقتصادی آنها مورد توجه قرار گرفت و البته رسانه ها نیز میزانی از محدودیت و کنترل دولت ها را بر تبادل آزادانه اطلاعات پذیرفتند.
در واقع می توان گفت تنها در صورت آزادی رسانه ها است که می توان انتظار داشت حقایق و واقعیات  سیاسی , اجتماعی , اقتصادی و غیره … منعکس گردد و در نتیجه مردم با آگاهی از آنها در تصمیمات حکومتی مشارکت کرده وبدین وسیله بر سرنوشت خویش حاکم گردند.
ب – حقوق اساسی شهروندان در دریافت اطلاعات و برقراری ارتباط
در سالهای ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴ معلوم شد که عامل دریافت اطلاعات و برقراری ارتباط باید به عنوان یک حق طبیعی برای انسان ها شناخته شوند البته این امر امکان پذیر نیست مگر از طریق تثبیت  و تضمین این حق به صورت قانونی.
تنها در این صورت است که می توان تک تک افراد جامعه را یک شهروند تلقی کرد و نه یک تبعه که کلیه ارتباطات و اطلاعات باید از بالا به آنها تحمیل شود و این امر خود مستلزم برقراری جریان آزاد اطلاعات در سطح جامعه است.

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

  1. دومین دیدگاه به مسائل ارتباطی و اطلاعاتی در رابطه با توسعه توجه دارد و رسانه ها و اساساً فعالیت های ارتباطی را پشتیبانی برای طرح ها و برنامه های توسعه در تمام زمینه ها مثل کشاورزی , بهداشت , حمل و نقل , آموزش , فرهنگ و صنعت و غیره … می داند در واقع این دیدگاه کارآیی نظام ارتباطی را بر حسب انطباق کارکرد رسانه ها با نیازهای افراد جامعه به موازات برنامه های توسعه مورد ارزیابی قرار می دهد. از این روست که تشخیص نیازها در سیاست گذاری های ارتباطی و تخصیص منابع پولی مالی به آنها بسیار اهمیت دارد. (جان.ای.آر.لی ، ۲۵۳۶ ، صفحات ۳۱ تا ۴۵)

سیر سیاست جهانی و مرزهای نو درروابط بین الملل
باپیچیده ترشدن جهان نوکاربردانواع اصطلاحهادرباب مراتب جهانی،چون”جامعه بین المللی”و”نظام بین المللی”،درمتون باب شد.درغرب،به ویژه درسنت آزادیخواهی انگلو ساکسون ، مرحله “آرمانگرا”ی مطالعات روابط بین الملل،بلافاصله پس ازجنگ جهانی دوم آغازشد،و تقریبا یک دهه سلطه داشت.
نظریه مردمسالارانه غربی علت صلح،وصورتهای استبدادی علت جنگ شمرده میشد. چنین اندیشه هایی درتفکرروشنفکرانه وودروویلسون،درپیدایش جامعه ملل ودیوان بین المللی دادگستری،تجسم یافت. مرحله”آرمانگرا”نسبت به مطالعه پدیده روابط بین الملل رهیافتی تاریخی وقانونی داشت.
رهیافت عمده دیگربه مطالعه ونظریه روابط بین الملل،ازآثارکارل مارکس ونظریه شاهنشاهی (امپریالیسم)لنین ریشه گرفت.این رهیافت به تبیین قدرت سیاسی،علل جنگ ومناقشه،وکل پدیده روابط بین الملل برحسب نیروهای اقتصادی زیربنایی پرداخت.سومین رهیافت عمده به روابط بین الملل،مشهوربه سنت”واقعگرا”،تاحدزیادیحاصل مستقیم جنگ جهانی دوم بود.این رهیافت بانقدآرمانگرایی وآرمانشهرگرایی دهه های پیشین،کوشید تا میان “آرزو” و “واقعیت” مرز روشنی بکشد.
پیشنهادبنیانی ارائه کنندگان این رهیافت،لحاظ قدرت درروابط بین الملل بود.ایشان با تمایز قائل شدن میان سیاست داخلی و بین المللی، دولتهای ملی و تصمیم گیرندگان آنها را مهمترین بازیگران روابط بین المللی می انگاشتند.به هرحال، تحلیل اخیرپژوهش بین المللی ازاین ادعای سنتی که”سرمشق واقع گرایانه ازاوایل دهه۱۹۵۰بررشته ارتباطات بین الملل سلطه وسایه افکنده ودرتبیین رفتارچندان موفق نبوده است”پشتیبانی میکند. بازهم در این تحلیل میاید که “بیشتر دانشمندان این رشته درنظریه بنیادی جهان که به یاری علمای واقع گرارواج یافت، سهیم هستند”.درعین حال،روشن است که مکتب فکری جبرگرایانۀ اقتصادی،سنت قدرت سیاسی مدارمرحلۀ واقعگرایی و رهیافت فرا واقعگرایانه و رفتارگرایانه،همگی، وجوه مشترک معینی دارند:
۱) آنهادرمفهوم مشتق ازروابط بین الملل که یاسیاسی است یااقتصادی یاهردوی آنهاسهیم هستند.
۲) آنهابه مفهوم حکومت ملی به منزلۀ حکومتی”سیاسی”اعتقاددارند.
۳) آنهاعوامل ارتباطی وفرهنگی راتابع وفرمانبردارابرساختارهای سیاسی،اقتصادی وفن آورانه میسازند.
۴) آنهابه رده بندی روابط بین الملل باعلوم طبیعی وزیست شناختی گرایش دارند.
۵) آنها مایلند هرچه راکه سنجش پذیر،مشاهده پذیروعینی است اندازه بگیرند.روابط بین المللی به منزلۀ رشته ای مطالعاتی،ازبطن سنتهای مربوط به نظریه هاوسیاستهای روابط بین الملل که پیشترآمد،زاییده وبالیده شد.
رهیافتهای ارتباط بین المللی:
۱) رهیافت آرمانی- انسانی صنعت ویژه ارتباط بین المللی به عنوان وسیلۀگردهم آوری ملتها و مردم ونیروی یاری رسان سازمانهای بین المللی درانجام خدماتشان به جامعه جهانی است.
۲) این رهیافت که گاهی نوآیینی سیاسی خوانده میشود،به ارتباط بین المللی به چشم آوازه گری(پروپاگاندا)،رویارویی ایدئولوژیک،تبلیغ تجاری وآفرینش اسطوره هاوتکرارمکررات مینگرد، اینهامعمولاارتباط یک سویه است وبه گونه ای همه به مقامات سازمانده مرکزی نیازدارند.
۳) این رهیافت که بفزونی پیداست،براطلاعات موجوددربافت بین المللی بعنوان قدرت اقتصادی مینگرد.
۴) پنداشتن اطلاعات بعنوان نیروی سیاسی است.دراینجابه اطلاعات به شکل اخباروداده ها،بعنوان کالایی خنثی وخالی ازارزش پرداخته میشود.جریان سیاسی اطلاعات،یکی ازسنتی ترین شکلهای ارتباط بین المللی بوده است.ازدیدتاریخی میتوان ردپای آنراتاپیدایش حکومتهای ملی نوینونظام سیاسی بین المللی دنبال کرد.
با ابداع فن آوری ارتباطی نوین و پیدایش بازیگران غیردولتی؛روش سیاستمداری نوینی سربرآورد،روشی که بیشتربه توده ها وعامه مردم گرایش داشت.پزوهشگران؛این جریان نوین اطلاعات رابمنزلۀ”ارتباط مجاب کنندۀ سیاسی،آوازه گری(پروپاگاندا)”وبتازگی بعنوان “سیاستمداری عمومی بازشناسی کرده اند.یکی ازویژگیهای مهم این شکل تازۀ ارتباط،اهمیت دادن به آراءعمومی بود.تقریباتمام حکومتهای سراسرجهان بنگاههای “اطلاع رسانی”و”آوازه گری (پروپاگاندا)”برپاکردند.تأثیرآوازه گری درخلال جنگ جهانی اول وتوسعۀ فنون تازه در ارتباط قانع کننده برمطالعات نخستین ارتباط سیاسی بین المللی چیره گشت.
راهبرد عمدۀ ارتباط سیاسی بین المللی در دهه های نخستین این سده،بهره جویی بی شرمانه ازآوازه گری بود.درسالهای بعدازجنگ جهانی اول،تاپایان جنگ جهانی دوم،راهبردارتباطی نوینی بوجودآمدورشدیافت.ویژگیهای درونی آوازه گری عبارت است ازدانش روانشناختی سرزمینی فرد،وهدفش نه تنهاجستجوی تعالی فرد؛بلکه حاضربه خدمت ساختن اوست.دسته های متعددآوازه گری عبارتنداز:
سیاسی واجتماعی،برانگیزاننده ویکپارچه،عمودی وافقی،بخردانه ونابخردانه.درمتون روابط بین الملل،زمینه ایکه کمترموردکاوش قرارگرفته،بعدراهبردی جریان اطلاعات است.فن آوری عصر فضا،تاحدی چشمگیر،راهبردسنتی ومفهوم میدانهای نبردزمینی،دریایی وهوایی را دگرگون ساخته است.
ازسوی دیگرفن آوری اطلاعات وفرآورده هاوخدمات مبتنی براطلاعات بعنوان محوری برای اقتصاددرآمده است.درواقع فن آوری اطلاعات وارتباطات بخش مهمی ازتجارت فرامرزی را تدارک میبیند.اقتصادجهانی اینک براستی در راستای اقتصادمبتنی براطلاعات درحال گسترش است.چنین گسترش و آثارآن عبارتست از:جریان روزافزون اطلاعات وفرآورده ها و خدمات مبتنی براطلاعات درمیان ملتها،اهمیت اقتصادی روزافزون اطلاعات وفرآورده ها و خدمات مربوط میان ملتها،برجستگی فرهنگی وسیاسی روزافزون اطلاعات وفرآورده ها و خدمات مربوط،پیدایش فرآورده هاوخدمات مبتنی براطلاعات نوین که به مقوله های سنتی ربطی ندارد،مشکل روزافزون تقویت حقوق مالکیت معنوی بین المللی بادیگرمسائل بین المللی.
دربحث ارتباط وتضادمیان فرهنگی معمولاجریان اطلاعات وارتباطات به طورافقی میان ساختارنخبگانی درسه سطح متمایزوتاحدودی بین المللی رخ میدهد:
۱) ارتباط نخبگانی داخلی،اجتماعی شدن ومجادله سیاست.
۲) سیاستمداری نخبگانی قدرتهای بزرگ و”همکاری”،”تنش زدایی”یاتن دردادن به اکراه.
۳) نخبگان بین المللی وفرامرزی،اجتماعی شدن وفعالیتها.این جریان ارتباطات واطلاعات درون نخبگانی تاحدودی جهانی،به حرکت عمودی،وفرودین به سمت همگان گرایش دارد.
این سخن به هیچ روی بدان معنانیست که میان نخبگان هیچ رقابتی وجودندارد،بلکه صرفابدان معناست که اگرنظام بین المللی فعلی رایک کل فرض کنیم،گرایش حفظ نظام محافظه کارانه روبه رشداین سه سطح ازفعالیتهای نخبگان درارتباط وروابط بین الملل،بسوی ایجادخط عمودی پیامهای بسیارمشابهی گرایش داردکه به ظاهربیشتردرراستای خط عمودی جهانی رشدمیکند[۱۷]