فایل دانشگاهی – نقش تکنولوژیهای نوین ارتباطات در روابط بین الملل با رویکرد صاحبنظران- قسمت ۱۹

آثار مثبت ارتباطات :
۱ـ تسهیل همگرایی سیاسی در داخل جوامع و بین ملتها در صحنه بینالمللی
۲ـ توسعه شهرنشینی : ارتقاء سطح سواد ـ افزایش درآمد سرانه و تقویت پیوندهای اجتماعی جهت نیل به رفاه اقتصادی
۳ـ افزایش مناسبات و مبادلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصای و علمی میان ملل جهان
۴ـ کمک به پیشبرد سیاستهای ملی و افزایش سطح مشارکتها
۵ـ کمک به پیشبرد و برقراری صلح جهانی
۶ـ کارکرد آموزشی و دادن اطلاعات به ملتها و آگاه سازی ملل
۷ـ کمک به گسترش آزادی و احترام به حقوق دیگران
بخشی از کارکردهای منفی ارتباطات :
۱ـ توانایی تجزیه گروههای اجتماعی و اخلال در جریان وحدت ملی جوامع
۲ـ انتقال فناوری نامناسب و ایجاد وابستگی به کمپانیهای چند ملیتی
۳ـ ایجاد اختلاف و شکاف میان ملتها از جهت ناسیونالیسم، ایدئولوژیهای متضاد و شکافهای فرهنگی
۴ـ تغییر الگوهای مصرف و روشهای زیستی
۵ـ تضعیف پیوندهای سنتی از طریق تبلیغ ارزشهای غربی و استحاله فرهنگی
۶ـ تربیت نخبگان سیاسی و فرهنگی وابسته
۷ـ کمک به تشدید تضادهای فرهنگی و بهرهبرداری درازمدت از آن
۸ـ بهرهبرداری تبلیغاتی و انتشار اخبار غیرواقع و تحریفی و بمباران خبری و جریان یک سویه مبادله اطلاعات و اخبار از طرف غرب به جهان سوم

۲-۲۰-۳- نظریه جریان آزاد اطلاعات :

از سال ۱۸۳۵ م که اولین خبرگزاری در فرانسه تأسیس شد و پس از آن که آلمان و انگلستان نیز صاحب خبرگزاری شوند خبرگزاریهای اروپایی یکه تاز عرصه بینالمللی اطلاعات بودند تا جایی که پوشش خبری جهان را بین خود تقسیم کرده بود. هرچند کارتلهای (سازمانهای متحد) خبری از خبرگزاریهای اروپایی بین دو جنگ جهانی اول و دوم بسیار تضعیف شده بود اما تا حدودی هرکدام اقتدار خود را حفظ میکرد و این امر برای آمریکاییها خوشایند نبود. سیاستگذاران امریکایی پس از جنگ جهانی دوم در دفاع از آزادی اطلاعات از فاتحان جنگ میخواهند که این اصل را در معاهدات صلح بگنجانند در همین راستا در نخستین اجلاسیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۶ در پاریس و در حالی که اکثر کشورهای مؤسس (سازمان ملل) از سیاست کشورهای غربی و در رأس آن ایالت متحده آمریکا حمایت میکردند امریکا از فیلیپین خواست پیشنهاد تشکیل یک کنفرانس بینالمللی درباره آزادی اطلاعات را به مجمع عمومی تسلیم نماید. مجمع عمومی سازمان ملل ضمن تصویب این پیشنهاد قطعنامهای درباره آزادی اطلاعات تصویب کرد که براساس آن آزادی مذکور سنگِ محکِ تمام آزادیهای اساسی فرد شناخته شد.
امپریالیسم فرهنگی : (سلطه فرهنگی)
نظریه امپریالیسم فرهنگی در دهه ۱۹۷۰ م به ویژه در امریکای لاتین اهمیت خاص پیدا کرد. این تئوری در سایه حرکت نظم بینالمللی اطلاعات و ارتباطات بستری فراهم کرد که سازمانهای بینالمللی مانند یونسکو نیز در آن درگیر شده و پس از تحقیقات متعدد با جریان اطلاعات در میان کشورهای جهان سوم مخالفت کردند این نظریه جدید در سطح جهانی به نوسازی مطالعات روابط بینالملل در موضوعات فرهنگ و ارتباطات منجر شد و به موجب آن پژوهشهای فراوانی صورت گرفت تا مبادلات نابرابر تولیدات مختلف فرهنگی را بررسی کند.
مفهوم امپریالیسم فرهنگی، بهترین توصیف از مجموع فرایندهایی است که طی آن یک جامعه به سمت نظام جهانی مدرن سوق پیدا میکند و چگونه با وجود اعمال فشار و قدرت این نظام جذاب به نظر میرسد و گاهی با تطمیع نهادهای اجتماعی و یا حتی تشویق آنها به تطبیق دادن خود با ارزشها و ساختارهای مراکز سلطه به این امر کمک مینماید.
امپریالیسم رسانهای از دیدگاه بوید پارت :
بوید پارت، امپریالیسم وسایل ارتباطی را فرایندی تعریف میکند که به وسیله آن مالکیت، ساختار، توزیع و یا محتوای وسایل ارتباطی در هر کشور چه به صورت جداگانه یا با هم تحت فشار خارجی قابل ملاحظهای از سوی منافع رسانههای کشور یا کشورهای دیگری است بدون آنکه کشور تحت فشار تأثیر متقابلی بر کشور متعارض داشته باشد. بنابراین نابرابری تأثیر وسایل ارتباطی کشورهای تأثیرگذار و تأثیرپذیر عامل تهاجم فرهنگی از سوی کشورهای قدرتمند در کشورهای ضعیف میباشد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

۲-۲۱- کارکردهای جهانی امپریالیسم خبری :

۱ـ وابستگی فرهنگی : در بخش فرهنگ امپریالیسم خبری سیاه را سفید و سفید را سیاه جلوه میدهد. کارکرد امپریالیسم خبری به نحوی است که از عطش اطلاعاتی مخاطبان خود در کشورهایی که از ضعف اطلاعرسانی رنج میبرند سود برده و برای ایشان مشخص میکند که به چه چیزهایی فکر کنند. امپریالیسم خبری معمولاً با بمباران خبری آغاز میشود و در پی آن از خودبیگانگی فرهنگی، تمدن وارداتی و بیهویتی انتشار مییابد. و در این راه از آخرین دستاوردهای تکنولوژی استفاده میشود. از سوی دیگر امپریالیسم خبری با واردآوردن شُکهای خبری سعی میکند تا نبض تصمیمات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را در دست بگیرد. در آخرین مرحله بایکوت خبری کشورهای تحت سلطه ابزار دیگری است برای وابستگی فرهنگی.
۲ـ پرداختن به ارزشهای خبری مطابق میل دست اندرکاران خبرگزاریها : امپریالیسم خبری عمدتاً با طرح مسائل نمایشی و کم اهمیت اذهان مخاطبان بینالمللی خود را از پرداختن به حقایق فاجعهآمیز جوامع تحت سلطه باز میدارد. این خبرگزاریها همواره با القاء بیثباتی اوضاع در جهان سوم و ثبات و پیشرفت در کشورهای توسعه یافته اذهان شنوندگان خود را در یأس و ناامیدی فرو میبرد.
۳ـ  تأمین منافع سیاست خارجی و حمایت از پایگاههای آن : رسانههای جمعی در غرب و به ویژه در آمریکا همچون سخنگویان آزاد تصویر میشوند. اما در واقع برجستهترین نقش آنها بسیج حمایت افکار عمومی برای منافع خاص خارجی است که بر دولت و بخش خصوصی حاکم هستند. گرایش مثبت اینگونه خبرگزاریها متوجه حکومتهایی است که تأمینکننده منافع کشورشان  در گوشه و کنار جهان هستند و برعکس در مقابل کشورهایی که به طریقی با سیاست خارجی امریکا و منافع آن در تقابل هستند با واکنشهای منفی، مخرب و غرضدار از سوی وسایل ارتباط جمعی غرب روبرو میشوند.
علل ناکامی کشورهای جنوب (جهان سوم) در مقابله با امپریالیسم خبری (گزارش سال ۱۹۹۰ یونسکو) :
۱ـ امکانات کم تکنولوژیکی در زمینه ارتباطات و کمبود نیروی متخصص
۲ـ برخوردار نبودن از سیاستهای نزدیک در زمینههای سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی و در نتیجه عدم اتخاذ سیاستهای واحد
۳ـ عقبماندگی اقتصادی و زیربنای اقتصاد ضعیف در کشورهای جنوب
۴ـ ۸۰% منابع و ذخایر دنیا در کشورهای جنوب قرار دارند اما سهم آنها از تولید صنعتی جهان تنها ۷% است
۵ـ بیسوادی و وجود ۸۰۰ میلیون نفر بیسواد در این کشورها
۶ـ ضعف در تعداد وسایل ارتباط جمعی
۷ـ تولید موزاییکی ساختار سیاسی جهان سوم و پراکندگی جغرافیایی و افتراق ایدئولوژی میان کشورهای جهان سوم