منبع پایان نامه ارشد با موضوع ناخودآگاه، ملک الشعرا، احساس غربت

1-4- فرضيه هاي تحقيق
1-5-سؤال تحقيق
1-6-روش تحقيق
فصل دوم : زندگي ، سبک و زمانه پروين
1-2-زندگي نامه پروين اعتصامي
2-2- سبک شاعري پروين اعتصامي
3-2- زمانه ي پروين و اقتضائات آن
فصل سوم : نوستالژي و ريشه هاي آن
1-3 -ريشه شناسي نوستالژي
2-3- تعاريف نوستالژي
3-3- نوستالژي و ادبيات
4-3- نوستالژي در مکتب ادبي رمانتيک
5-3-نوستالژي و خاطره
1-5-3-خاطره ي فردي
2-5-3- خاطره ي جمعي
3-5-3- خاطره ي جمعي شاعر
4-5-3- نوستالژي دوري از وطن(غم غربت)
فصل چهارم : نوستالژي در اشعار پروين اعتصامي
1-4- نوستالژي فردي در اشعار پروين اعتصامي
1-1-4- غم ناشي از ستمگري فلک
2-1-4-غم فناي جهان و گذران عمر
3-1-4-ياد مرگ
4-1-4-غم غربت و اسيري
2-4- نوستالژي اجتماعي
1-2-4- غم و رنج تهيدستي و فقر توده هاي محروم (=مردم انديشي)
2-2-4-غم و درد يتيمي
3-2-4-غم تبعيض طبقاتي
فصل پنجم : نتيجه گيري و پيشنهادها
1-5- نتيجه گيري
2-5- پيشنهادها
منابع و مآخذ
چکيده
اين پژوهش با عنوان ” نوستالژي (غم غربت) در اشعار پروين اتصامي به بررسي ، تبيين و تحليل انواع اشکال نوستالژي در اشعار پروين مي پردازد. نگارنده در آغاز مختصري در باب زندگي و سبک شاعري پروين و اقتضائات زمان او ارائه داده و سپس به تبيين نوستالژي و ريشه ها و انواع آن از منظر منتقدان و محققان غربي پرداخته است که عناوين آن شامل ريشه شناسي نوستالژي -تعاريف نوستالژي – نوستالژي و ادبيات – نوستالژي در مکتب ادبي رمانتيک – نوستالژي و خاطره با زير بخش هاي “خاطره ي فردي” ، “خاطره ي جمعي” ، “خاطره ي جمعي شاعر” و نوستالژي دوري از وطن(غم غربت) مي باشد و در آخر نوستالژي در اشعار پروين اعتصامي از دو جنبة فردي و اجتماعي مورد تحليل و بررسي قرار گرفته اند. که جنبه هاي فردي نوستالژيک شامل مباحثي چون : غم ستمگري فلک – غم فناي جهان و گذران عمر -ياد مرگ – غم غربت و اسيري و جنبه هاي اجتماعي نوستالژيک عبارت اند از : غم و رنج تهيدستي و فقر توده هاي محروم (=مردم انديشي) – غم و درد يتيمي -غم تبعيض طبقاتي با اين حال اگر نوستالژي را در معني دقيق و تحت اللفظي آن در نظر بگيريم دايرة سروده هاي پروين بسيار اندک است.
کليدواژه ها : پروين ، اشعار ، نوستالژي فردي ، نوستالژي اجتماعي.
فصل اول
کليات تحقيق
1-1-مقدمه
نوستالژي يک اصطلاح روانشناسي است که وارد ادبيات شده است و به طور کلي رفتاري است ناخودآگاه ، که در شاعر يا نويسنده بروز کرده و متجلي مي شود. ناخودآگاه جمعي در روانشناسي يونگ عبارت است از : تجربه هاي اجداد ما در طي ميليون ها سال که بسياري از آن ها ناگفته باقي مانده است و يا انعکاس رويدادهاي جهان ماقبل تاريخ که گذشت هر قرن تنها مقدار بسيار کمي به آن مي افزايد.( راس ، 1375 : 98)
ناخودآگاه جمعي بين تمام انسان ها مشترک است و صورت هاي ازلي را در خود ذخيره مي کند. بنابراين از عوامل ايجاد نوستالژي در فرد مي توان به موارد زير اشاره کرد :
-از دست دادن اعضاي خانواده يا عزيزي که باعث گريستن و مرثيه خواندن مي شود.( اين عامل خود يکي از عوامل احساس غربت است)
– حبس و تبعيد : از مهم ترين شکل نوستالژي است که شاعر و نويسنده به خاطر افکار و انديشه هاي شخصي و اجتماعي تن به زندان و يا تبعيد از وطن مي دهد.
حسرت بر گذشته که عامل گله و شکايت از اوضاع زمان مي گردد. اين مسأله ناشي از آن است که شاعر در دوره ي پيشين در شادکامي مي زيسته است.
-مهاجرت : مهاجرت نيز عامل اصلي ادبيات نوستالژيک است ، بويژه نسل هاي بعدي که عموما در غربت به دنيا مي آيند ، همواره ياد وطن را از خانواده به ارث مي برند.
-يادآوري خاطرات دوران کودکي و جواني و …
-غم و درد پيري و انديشيدن به مرگ
و ساير مواردي که جنبه ي روحي و رواني دارد.
نوستالژي به دو نوع فردي و اجتماعي تقسيم مي شود. نوستالژي فردي به لحاظ زماني به نوستالژي فردي آني و نوستالژي فردي مستمر تقسيم مي شود. در نوستالژي فردي آني ، نويسنده يا شاعر لحظه يا لحظاتي از گذشته را در اثر خود منعکس مي کند. اما در نوستالژي فردي مستمر ، شاعر يا نويسنده ، در سراسر اثر خويش تمام و کمال به گذشته خود مي پردازد.
1-2- بيان مسأله
نوستالژي (غم غربت) در اشعار پروين اعتصامي به اشکال متعددي ظاهر شده اند که از آن جمله غم فراق ، دوري از معشوق و تبعات ناشي از اين غم مي باشد. در اين جا شاعر خود را در مقام قياس با پهلوانان شاه نامه (سهراب در حال مرگ) ، بلبل در قفس که در ادبيات عرفاني نماد عشاق است و پروانه که نماد سالک مشتاق است قرار مي دهد.(غزل 1) همچنين آثار و فرعيات اين غمِ فراق که عبارت از پيوستن انسان به نيستان معنا و ملکوت اعلي مي باشد از ديگر اشکال نوستالژي در شعر پروين بشمار مي آيد. پروين اين پيوستن را نتيجه ي بريدن از اين جهان و پاک نگه داشتن جان مي داند.(قصيده 3) غم ناشي از مصائب و مشکلات شخصي و زندگاني شاعر يکي ديگر از اشکال نوستالژي بشمار مي آيد آن جا که پروين به کشت اميد خود شرر مي افکند، به پاي نهالي که باري نمي دهد از آب و گل جفا مي برد و از سنگين دلان و ناکسان طلب لطف و ياري مي نمايد.(غزل 10) غم و درد و آلام همنوعان فقير و بي نواي شاعر از ديگر اشکال نوستالژي است. همنوعاني که در دايره ي ظلم و ستم اغنيا گرفتار آمده اند و آرزوي رهايي دارند.(قطعه ي 7)
1-3- اهداف تحقيق
1-تبيين نوستالژي در اشعار پروين اعتصامي
2- تبيين انواع نوستالژي در اشعار پروين اعتصامي
3- تبيين ارتباط يا عدم ارتباط انواع نوستالژي در اشعار پروين اعتصامي با مقوله هاي اجتماعي ، سياسي ،فرهنگي و همچنين زندگاني شخصي پروين.
1-4- فرضيه هاي تحقيق
1-شعر پروين در حوزه ي نوستالژيک به لحاظ کيفي غني تر از کمّي است.
2-بعض اشعار نوستالژيک پروين ارتباط تنگاتنگي با مقوله ي سياست و ستم طبقه ي حاکمه دارد و تحت تأثير همين مقوله ي مذکور سروده شده است.
1-5-سؤال تحقيق
آيا پروين اعتصامي در اشکال و انواع متعدد نوستالژي شعر سروده است؟
1-6-روش تحقيق
در اين تحقيق با توجه به فرضيهي ذکر شده از روش توصيفي کتابخانه اي استفاده شده است. بدين صورت که پس از تهيهي طرح تحقيق، کار مطالعه آغاز شده و در ادامه، اطلاعات لازم به صورت فيش جمع آوري و موضوعات دسته بندي شده اند، سپس اطلاعات جمع آوري شده در فصل ها با زير شاخه هاي مربوطه ، به نگارش در آمده و طبقه بندي شده ، سپس اطلاعات جمع آوري شده در فصل ها با زير شاخه هاي مربوطه، به نگارش در آمده و طبقه بندي شده و يادداشت ها همگي همراه با سند و مأخذ در کنار هم قرار گرفته و نتايج ذکر گرديده است.
فصل دوم
زندگي ، سبک و زمانه پروين
1-2- زندگي نامه پروين اعتصامي
يکي ديگر از بديع ترين و دلاويزترين شکوفه هاي ادب فارسي و يکي از مناديان محبت و مردمي و تقوي در عصر حاضر” پروين اعتصامي است.به روز بيست و پنجم اسفندماه 1285 در تبريز به دنيا آمد و قسمت اعظم عمر کوتاه خود را در تهران گذراند. او در ميان خانواده ي فضل و کمال و در دامان پدر دانشمندش ميرزا يوسف خان آشتياني ملقب به اعتصام الملک ، دارنده و نويسنده ي مجله ي ادبي بهار و مترجم آثار فراوان از فرانسه و عربي ، پرورش يافت.( آرين پور، 1372 ،ج2،ص 112)
پروين ادبيات فارسي و عربي را نزد پدر آموخت و از همان ابتداي طفوليت به سرودن شعر آغاز کرد ، و مراقبت پدر شعرشناس و دانشمندش در پرورش قريحه ي تابناک وي مؤثر افتاد. تحصيلات خود را در کالج آمريکايي به پايان رسانيد ؛ و در سال 1303 هجري شمسي ، که هجده مرحله از سنين عمرش گذشته بود ، فارغ التحصيل شد. وي احساسات خود را از اين حيث در قطعه اي به نام نهال آرزو چنين بيان مي کند :
پستي نســوان ايران جـمله از بي دانشيست مـرد يا زن ، برتري و رتبت از دانســتن است
زين چراغ معرفت کامروز اندر دست ماست شاهــراه سعي و اقليـم سـعادت روشن است
به که هر دختر بداند قدر علــم آمــوختن تا نگويد کس پسر هشيار و دختر کودن است
(اعتصامي، 1384 : 263)
پروين پس از فراغت از تحصيل چندي در دفتر همان مدرسه ي آمريکايي به کار پرداخت ، تا روز نوزدهم تيرماه 1313 شمسي با پسر عموي خود ازدواج کرد. اما اين ازدواج سعادتي در بر نداشت و پس از اندک زماني به علت اختلاف سليقه ي زن و شوهر کار به افتراق کشيد. از اين پيشامد انعکاسي در اشعار او نمي توان يافت ، مگر در يک قطعه ي کوچک بي عنوان که در اشعار او ديده مي شود :
اي گل ، تو ز جمعيت گلزار چه ديدي جز سرزنش و بدسري خار چه ديـدي
اي لعل دل افروز ، تو با اين همه پرتو جز مشتري سـفله به بازار چـه ديدي
رفتي به چمن ليک قفس گشت نصيبت غير از قفس اي مرغ گرفتار چه ديـدي
(اعتصامي، 1384 : 156)
پروين از کودکي گوشه گير و مردم گريز بود ، کمتر سخن مي گفت و بيشتر مي انديشيد. در جريانات اجتماعي مربوط به بانوان و در جنبش آزادي و حقوق زن عملاً مداخله نکرد و اين کناره گيري در اشعارش نيز منعکس است.با اين همه ، هنگامي که شرايط براي دخالت فعال زنان در امور اجتماعي مساعد شد ، پروين در قصيده اي به نام زن در ايران چنين سرود :
زن در ايران پيش از اين گويي که ايراني نبود پيـشه اش جز تيره روزي و پـريشاني نبــود
زندگي و مرگش اندر کنج عزلت مي گذشت زن چه بود آن روزها گر زان که زنداني نبـود
کس چو زن اندر سياهي قرن ها منزل نکـرد کــس چو زن در معبـد سالوس قرباني نبود
(همان : 235)
بعضي از اشعار پروين در مجله ي بهار ، که دارنده ي آن پدرش بود ، منتشر مي شد ؛ و ديوانش ، که حاوي متجاوز از پنج هزار بيت شعر است ، نخستين بار با مقدمه اي به قلم ملک الشعراي بهار در سال 1314 هجري شمسي به چاپ رسيد. شش سال بعد ، به روز سوم فروردين 1320 هجري شمسي ، پروين ، گلي که از جمعيت گلزار جز سرزنش خار نديده بود ، در بستر بيماري خفت و نيمه شب روز شنبه 16 فروردين ، در 34 يا 35 سالگي بدرود حيات گفت و اين قطعه از آثار طبع خود او بر سنگ مزارش نقش بست :
اين که خاک سيهش باليــن اسـت اخــتر چــرخ ادب پرويـن اسـت
گرچه جز تلــخي از ايــام نـديـد هر چه خواهي سخنش شيرين اسـت
صاحب آن همــه گفتــار امــروز ســائل فــاتحــه و ياسـين اسـت
دوستان به که ز وي يــاد کنـنــد دل بي دوســت دلي غمگين اسـت
خاک در ديده بسي جانفرســاست سنـگ بر سينـه بسي سنگين اسـت
بيند ايـن بســتر و عبـرت گيــرد هـر که را چشم حقيقت بين اسـت
هر که باشي و ز هـر جـا برســي آخــرين مــنزل هستي اين اسـت
آدمــي گرچــه تــوانگــر باشد چون بدين نقطه رسد مسکين است
اندر آن جــا کــه قضا حمله کند چــاره تسليم و ادب تمکين است
زادن و کشــتن و پنــهان کــردن دهــر را رسم و ره ديـرين اسـت
خرم آن کس که در اين محنت گاه خـاطري را سـبب تسکـين اسـت
(اعتصامي، 1384 : 83 )
2-2- سبک شاعري پروين اعتصامي
پروين سه گونه شعر دارد : قصايد کوتاه و بلند ، قطعات و مثنوي ها . شاهکارهاي پروين را در ميان قطعات او بايد جستجو کرد. افکار بلند ، بيانات فصيح و باريک بيني هاي شاعر در قطعات اوست. پس از قطعات ،

دیدگاهتان را بنویسید

Close Menu