دانلود پایان نامه درمورد استان هرمزگان، زنان و دختران، آداب و رسوم، مکان کنترل

دانلود پایان نامه

به نقاط روستائي گرديده است.
گسترش بي رويه شهر بندرعباس دردهه اخير و توسعه بافت هاي مسئله دار حاشيه نشين در اين شهر مويد اين مطلب است. نرخ بيکاري در سال 1390 در کل استان 8/9 درصد، در نقاط شهري 8/5 درصد و در نقاط روستايي 8/10 درصد مورد محاسبه واقع گرديده است.

اين امر دلالت بر آن دارد که جمعيت قابل ملاحظه اي به لحاظ سني در شرايطي قرار داردند که به صورت بالقوه مي توانند به جرگه فعالان اقتصادي و جوياي فرصت هاي شغلي بپيوندند و با توجه به ساخت سني بسيار جوان جمعيت در طول دوره طرح، جمعيت قابل ملاحظه ي ديگري نيز به اين گروه افزوده خواهند شد.

3-1-5-2- مذهب و زبان
69/99% مردم اين استان مسلمان و پيرو مذهب تشيع و تسنن بوده، زرتشتيان 115% و مسيحيان 2/0% جمعيت اين استان را تشکيل ميدهند و حدود 97% مردم فارسي زبان و 3% به زبان ها و گويش هاي مخصوص بندري و محلي و عده اي ديگر نيز به زبان عربي صحبت مي کنند. گويش هاي محلي رايج بين اهالي اين استان از شهري به شهر ديگر و يا روستايي به روستاهاي دورتر با هم تفاوت دارند و شايد براي خود اهالي استان که به شهرها و يا روستاهاي اطراف سفر مي کنند اين گويش هاي محلي تا حدودي قابل درک نباشد. لهجه محلي که در سطح استان هرمزگان متداول است ترکيبي از کلمات فارسي، عربي و هندي و حتي کلمات زبان انگليسي مي باشد که به عليت تردد بازرگانان خارجي و اقامت آنها در اين ناحيه وارد زبان محلي استان شده است.

3-1-5-3- آداب و رسوم
خليج فارس از روزگاران باستان محل آمد و شد و اختلاط و ارتباط اقوام مختلف دريانوردان بوده که آداب و سنن و زبان و انديشه هاي گوناگون داشته اند. دريانوردان قديمي خليج فارس و جزاير آن که به درياهاي دور يعني درياي هند، آفريقا، جاوه ( اندونزي)، چين و… سفرهاي طولاني داشته اند بدين طريق آداب و سنن لهجه هاي اين سرزمين ها را با خود به ارمغان مي آورده اند و کم کم رواج چنين فرهنگي در سواحل خليج فارس و مناطق داده مي شود و در نتيجه فرهنگ و فولکلور ( زيان، لباس، موسيقي، تصنيف ها، افسانه ها و…) مردم سواحل خليج فارس را دستخوش تحولات و تغييرات در اين زمينه ها ساخته است.
آداب و رسم مردم اين استان به لحاظ مجاورت با دريا و تماس نسبتا کم با ساير نقاط ايران شباهت کمتري با آداب ورسوم ساير استان ها دارد. لباس عربي به رنگ سفيد و بلند براي مردان و لباس تيره رنگ و روبند چرمي و شلوار محلي زري دوزي شده براي زنان، پوشاک رايج بوميان اين استان را تشکيل مي دهد. همچنين در تمامي شهرهاي جنوبي استان هرمزگان زنان و دختران را مي بينيد که نقاب بر چهره دارند. اين نقاب در زبان محلي، برکه ناميده مي شود و براي مستور ماندن روي زنان ودختران از بيگانه به کار مي رود. همچنين وسيله اي است براي حفظ صورت آنان از تابش خورشيد.است.

3-1-5-4- مهاجرت
از جمله مسائل اجتماعي ويژه بندرعباس مقوله مهاجرت است که از ادوار پيشين به اشکال مختلف در حيات اقتصادي و اجتماعي اين شهر نقش به سزايي داشته است. اساسا پيدايش تعداد قابل توجهي از محلات و کانون هاي حاشيه نشين شهر ارتباط مستقيمي با امر مهاجرت دارد و از طرفي شرايط ويژه اقليمي، موقعيت جغرافيايي، نقش عملکردي شهر، نزديکي به سواحل و جزاير و مجموعه عوامل مشابه ديگر، شرايطي را فراهم ساخته است تا افراد از نقاط مختلف کشور و حتي خارج از کشور دست به مهاجرت به اين شهر بزنند. زندگي پر تب و تاب اقتصادي و توانمندي هاي اشتغال زايي آن از اهم عناصر جاذب جمعيت آماده به کار اين منطقه مي باشد. نتايج مطالعات نشان مي دهد که متناسب با دگرگوني هاي اقتصادي و اجتماعي و سياسي، الگوهاي مهاجرت نيز دستخوش تغييرات شده است. به طور مشخص پس از پايان جنگ تحميلي، الگوي مهاجرت در ساختار اجتماعي شهر بندرعباس را مي توان بدين صورت تحليل کرد:
– در گذشته الگوي مهاجرت، مهاجرت نيروي فعال در سن کار مردان با همراهي تعداد کمتري از اعضاي خانواده بود. اکنون غلظت و اهميت اين الگو کاهش يافته است و در مقابل به تعداد موارد مهاجرت خانوادگي افزوده شده است.
– الگوي مهاجرت خانوادگي ناشي از تاثير ميزان مشارکت ساير نقاط استان هرمزگان و استان هاي مجاور و مشابهت هاي اقليمي، آب و هوايي، اجتماعي و فرهنگي آنها با بندرعباس است. اين امر به ثبات جمعيت و ماندگاري آنها کمک مي کند.
– الگوي مهاجرت خانوادگي با شرايط ذکر شده، نيازمندي به سرپناه خانوادگي را به سرعت افزايش ميدهد که درصورت نبود تقاضاي موثر براي مسکن متعارف و فقدان برنامه ريزي براي اسکان آنها، به حاشيه نشيني و سکونت غير رسمي منجر مي شود.
– سهم مهاجرين استان هاي دوردست هر چند کمتر از ده هاي گذشته است ولي باز هم بر ساختار اجتماعي شهر و شکاف ميان جمعيت بومي و غير بومي تاثير مي گذارد.
– مهاجران از استان هرمزگان و استان هاي همجوار بيشتر از گروه هاي غير ماهر و کم در آمد هستند. افزايش سهم اين مهاجران به معناي افزايش سهم اقشار کم در آمد از کل جمعيت شهر و اين به معناي زمينه بيشتر براي حاشيه نشيني و گسترش فضاهاي اسکان غير رسمي مي باشد.
از دلايل پديد آمدن و رشد شتابان توسعه کالبدي شهر، موقعيت منحصر به فرد و سوق الجيشي آن بوده است. اين موقعيت به گونه اي است که هيچ يک از شهرهاي کرانه شمالي درياي عمان در خليج فارس واجد آن نيستند.
بر همين مبنا در طول ساليان نه چندان زياد جمعيت آن به صورت تساعدي افزايش يافته است. بسياري به
منظور به دست آوردن فرصت هاي طلايي به آن وارد شده و منتظر روزي مانده اند که اين فرصت نصيبشان گردد و سپس به مبدا اوليه خود بازگردند. و بعضي نيز تنها به منظور بهره مندي از امکانات تدارک شده – با هزينه زياد توسط حکومت – در آن سکني گزيدند ( ساکنان نقاط محروم). اين تقابل و تضاد اهداف متفاوت سبب پديد آمدن شهري شده است که هر محدوده اي، ويژگي خاص خود را بيابد. کاهش ارتباطات با سرزمين هاي ديگر بر اساس فشارهاي ايجاد شده از سوي قدرت هاي سلطه جو و همچنين نيازهاي گسترده ساکنان درون فلات ايران که توليدات آن کفاف نيازمندي مردم را نمي دهد به همراه عدم امکان کنترل مرزهاي آبي به افزايش پديده قاچاق کالا دامن زده و اين امر تا سال هاي زيادي سبب جذف افراد مختلف از سطح کشور به شهر شد و هنگامي که با شدت جلوي اين امر گرفته شد منجر به بيکاري، بخش قابل توجهي از مردم ساکن در شهر گرديد. همزماني اين موضوع با تغيير حکومت در مرزهاي شرقي کشور ( افغانستان ) و سرازير شدن مواد مخدر از آن مبدا و ترانزيت آن از طريق سرزمين هاي پهناور جنوب کرمان به ويژه کهنوج، شهر را انباشته از مواد افيوني با قيمت بسيار نازل نمود. موضوع ياد شده منجر به استفاده گسترده از مواد در دسترس شده است. از سوي ديگر اشتهار شهر در گذشته به تبعيد گاه افراد شرور، چهره آنرا به عنوان شهري با معضلات اجتماعي بيش از پيش نمايان نموده است و اين موضوع با اقداماتي که در سال هاي اخير رخ داده است، سطح شهر را به ويژه معابر عمومي آن را محل حضور افراد معتاد کرده است. چنانچه از شهرهاي کرمان، کرج و مشهد در چند نوبت تعدادي اتوبوس حامل معادان غير قابل اصلاح به شهر حمل شده و در سطح شهر رها شده اند. پيامد اين اقدام چهره شهر و فضاي آن را ناامن نموده است. اين افراد دست به تکدي ، دزدي و… زده و تکرار اين اعمال آن چنان عادي شده است که جزيي اي از ويژگي هاي شهر محسوب مي گردد. در کمتر نقطه اي از کشور شاهد استفاده از مواد افيوني در سطح شهر آن هم به صورت عيان مي باشيم و اين در حالي است که اين استفاده در بخش هايي از شهر بسيار گسترده و همه گير شده است.
بررسي هاي به عمل آمده نشان مي دهد که محدوده هاي آلوده در کل سطح شهر پراکنده شده و هيچ بخش از آن در امان نيستند. شرق، غرب، مرکز، شمال و جنوب شهر د اراي محدوده هايي هستند که تمامي افراد به راحتي امکان دسترسي به مواد افيوني و… را دارا مي باشند و در اين بين بخش هايي در شهر قرار دارند که به سبب دنج بودن به تجمع استفاده کنندگان از اين مواد انجاميده است. مهمترين اين بخش ها در حوالي شمالي، شرقي و غربي شهر مستقر شده اند. در مرکز شهر نيز حاشيه خور گورسوزان، پارک ميثم و راسته کارگزاري نيز شاهد حضور معتادان و… است.
از سوي ديگر در مراکز عمومي شهر حضور افراد ياد شده که به منظور تکدي بيشتر به چشم مي خورند شامل حواشي بازار ماهي فروشان، پمپ هاي بنزين شهر، چهار راه بيمارستان شهيد محمدي و ميدان امام خميني است.

3-1-6- بافت شهر بندرعباس
اسکلت شهر نيز همانند ديگر پديده هاي کالبدي آن بازتابي از عرصه و محيط رشد شهر ( ساحل، کوه هاي پولادي )، اقليم( رطوبت، گرما و جريان هاي هوا ) گذشته ( رشد نواري متناوب ) و فعاليت هاي درون آن ( اسکله، گمرک، بازار، راه ارتباطي به داخل کشور ) مي باشد.

3-1-6-1- بافت هاي مسکوني
در بافت هاي مسکوني سنتي شهر بندرعباس مي توان دو گروه کلي مشخص مشاهده نمود.:
بافت هاي سنتي، بافت هاي مسکوني جديد

بافت هاي مسکوني سنتي
بافت مسکوني سنتي شهر بندرعباس داراي ويژگي هاي خاصي است که ريشه در آداب و سنن اهالي و همچنين شرايط اقليمي اين شهر دارد. اين بافت بر خلاف بافت مسکوني اغلب شهرهاي ايران، از واحدهاي مسکوني مجزاي از هم تشکيل شده است که مابين هر واحد مسکوني با واحد ديگر فضاي خالي قرار گرفته است. در مورد دلايل پيدايش چنين بافتي نظرات متفاوتي بارز مي شود که هر يک مي تواند مبين بخشي از واقعيت باشد. طبق اين نظرات براي اين پديده مي توان علل گوناگون فرهنگي، اجتماعي، اقليمي و جغرافيايي يافت.

يکي از علل فرهنگي پيدايش بافت سنتي بندرعباس، موقعيت آن به مثابه يک شهر تجاري و بندري است که در طي حدود چهارصد سال، ساکنان خويش را از مردم روستاهاي حاشيه شمالي تنگه هرمز و گاه قاره آفريقا تامين کرده است. زندگي ابتدايي اين قبايل پدر سالار که واحدهاي مسکوني خود را از کپر و يا کلبه هاي گلي مجزاي از هم اما عموماً به شکل نيم دايره و در دورادور کلبه رئيس بنا مي کرده اند، در طي حيات شهر توانسته است بر زندگي و فرهنگ سکونتي شهر تاثير گذاشته و اثرات قوي الگوي سنتي خود را تا دوران حاضر تداوم بخشند.
اختلاف قومي، عشيري و همچنين ملاحظات مذهبي در زمينه عدم مشرفيت واحد هاي مسکوني به نوبه خود، در تکوين و تداوم چنين بافتي بي تاثير نبوده است.
فضاي خالي ميان واحدهاي مسکوني و برقراري جريان هوا در اين دالان ها در دفع رطوبت و تامين برودت ديوارهاي مشرف براين دالان ها بي تاثير نيست. همچنين با جدا شدن خانه ها از يکديگر، هر رديف از منازل قادر است سيلاب را ازخود عبور دهد. علاوه بر آن با توجه به زلزله خيزي منطقه مردم آن جا با مجزا ساختن منازل ( آگاهانه يا ناآگاهانه) باعث شده اند که هنگام زمين لرزه خانه ها لااقل از ضربات ساختمان کناري در امان باشند.
در اينجا بي مناسبت نخواهد بود نگاهي به چند نمونه از بافت هايي که به نظر مي رسد
مي توانند نماينده اقسام بافت هاي بومي محل باشند و نيز دو نمونه از بافت غير بومي بيافکنيم. نمونه هاي انتخاب شده و مختصري از ويژگي هاي هر يک به شرح زير مي باشد:

* محله لاريها، پشت بازار، فاصله بين چهار راه شهرباني و برق
– بلوک ها غالبا شامل 2 تا 5 قطعه زمين متصل به هم هستند. خطوط کمابيش ممتد معابر شمالي – جنوبي داراي فضاهاي باز نامشخص هستند که در فاصله سال هاي 1361 تا 1365 هم تا حدودي پر شده اند.
– معماري قديم گلي است، حياط ها بسته و اطاق ها عموما دور حياط قرار دارند. بادگيرها عمدتااز نوع کويري و تعدادي هم از انواع محلي هستند. در اطراف ورودي خانه ها نيز تزئينات گچبري ديده مي شود.

– معماري جديد با مشخصات و روش هاي ساختماني از نوع آپارتماني است.
– وضع نگهداري خانه ها در اين محل ها زياد مطلوب نيست.
– اطلاعات اجتماعي در دسترس دقيق نيست

دیدگاهتان را بنویسید

بستن منو